شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.



محل تبلیغات شما

زندگی نامه و وصیت نامه شهید عباس باباییزمان کنونی: 10-25-2014, 01:40 PM
امکانات مشاهده نسخه قابل چاپ ارسال این موضوع به یک دوست
نمایش آخرین ارسال این موضوع اهدای بیشترین امتیاز به این موضوع
علاقه مندی ها
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: maria
آخرین ارسال: مانی
پاسخ: 5
بازدید: 1629

ارسال پاسخ  ارسال موضوع 
زندگی نامه و وصیت نامه شهید عباس بابایی
نویسنده پیام
مدیر بخش دانشگاه
***

بازنشسته
وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 649
تاریخ عضویت: Jul 2012
اعتبار: 78
شماره کاربر: 18

وضعیت یاهوی من:
سپاس ها -1
سپاس شده 29 بار در 6 ارسال
ارسال: #1
زندگی نامه و وصیت نامه شهید عباس بابایی
وی در خانواده‌ای متوسط و مذهبی در شهر دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
و در دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

متولد شد. دوره ابتدایی را در دبستان «دهخدا» و دوره متوسطه را در
دبیرستان «نظام وفا» گذراند. پس از گرفتن دیپلم، در سال ۱۳۴۸ در رشتهٔ
پزشکی پذیرفته شد، اما به دلیل علاقه به خلبانی، داوطلب تحصیل در رشته
خلبانی نیروی هوایی شد و پس از گذراندن دوره مقدماتی برای تکمیل تحصیلاتش
در سال ۱۳۴۹ به دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
اعزام گشت.


در مدت تحصیل در آمریکا، در طول آموزش خلبانی، کارآموزی ممتاز محسوب شد و
آموزش خلبانی، به عنوان کاپیتان تیم والیبال پایگاه نیز انتخاب شد. پس از
بازگشت به دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
بعنوان خلبان شکاری با جنگنده‌های دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
پرواز کرد و با ورود جنگنده دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
به نیروی هوایی ایران در سال ۱۳۵۴، با گذراندن دوره مربوطه به عنوان خلبان جنگنده دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
در پایگاه شکاری اصفهان مستقر گردید.


پس از پیروزی دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
، سرپرستی انجمن اسلامی دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
را بر عهده گرفت. با شروع دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
،
عباس بابایی به انجام عملیات جنگی هوایی مشغول شد. در سال ۱۳۶۰ ضمن ارتقا
به درجهٔ سرهنگ دومی به عنوان فرمانده «پایگاه هشتم هوایی اصفهان» منصوب
شد. به دلیل همین شایستگی‌ها، در ۹ آذر ۱۳۶۲ به درجه سرهنگ تمامی ارتقاء
یافت و به سمت معاونت عملیات فرماندهی نیروی هوایی منصوب شد و به تهران
عزیمت کرد. وی پس از چهار سال رزم در مقام معاونت عملیات نیروی هوایی، به
پیشنهاد رئیس جمهور وقت و حکم فرماندهی کل قوا در ۸ اردیبهشت ۱۳۶۶ به درجه
«سرتیپی» ارتقا یافت.


تیمسار بابایی بیش از ۳۰۰۰ ساعت دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

جنگی داشت و برای پیشرفت سریع عملیات و دقت در آن تنها به نظارت اکتفا
نمی‌کرد بلکه همواره در عملیات پیش قدم بود و در تمام ماموریت‌های طراحی
شده، برای آگاهی از مشکلات و خطرات احتمالی خود، آنها را آزمایش می‌کرد.
استقامت و بردباری او در انجام پروازهای طولانی مدت و طاقت فرسا با جنگنده دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

که گاه تا ۱۰ ساعت بطول می‌انجامید و برای پوشش دادن نقاط کور رادارهای
زمینی و دفاع از حریم هوایی میهن با انجام سوخت گیری‌های متعدد هوایی همراه
بود زبانزد خاص و عام بود. وی تنها در فاصله سال‌های ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۶، بیش از
۶۰ عملیات جنگی را با موفقیت کامل به انجام رساند.


وی با دختردایی‌اش «ملیحه حکمت» در تاریخ ۴ شهریور ۱۳۵۴ ازدواج کرد و
صاحب دختری به نام «سلما» و دو پسر به نامهای «محمد» و «حسین» شد.


عباس بابایی در سن ۳۷ سالگی و پس از ۶۰ ماموریت جنگی موفق و پس از یک عملیات برون مرزی در منطقه عملیاتی سردشت در تاریخ ۱۵ مرداد ۱۳۶۶ با آتش پدافند نیروهای خودی کشته شد. پیکر وی در مزار شهدا در جنوب شاهزاده حسین قزوین به خاک سپرده شد.
وصیت نامه شهید عباس بابایی :


[/font]
[font=Arial][b][b]وصیت نامه اول
[/b]
[/b]
( بسم الله الرحمن الرحیم )

همسرم ! راه خدا را انتخاب کن که جز این راه دیگری برای خوشبختی وجود ندارد

ملیحه جان همانطوری که میدانی احترام مادر واجب است . اگر انسان
کوچکترین ناراحتی داشته باشد اولین کسی که سخت ناراحت می شود مادراست که
همیشه به فکر فرزند یعنی جگرگوشه اش می باشد


ملیحه جان اگر مثلا نیم ساعتی فکر کردی راجع به موضوعی هرگز به تنهایی
فکر نکن حتما از قرآن مجید و سخنان پیامبران - و امامان استفاده کن و کمک
بگیر- نترس هر چه می خواهی بگو. البته درباره هر چیزی اول فکر کن . هر چه
که بخواهی در قرآن مجید هست مبادا ناراحت باشی همه چیز درست می شه ولی من
می خواهم که همیشه خوب فکر کنی . مثلا وقتی یک نفر به تو حرفی می زند زود
ناراحت نشو درباره اش فکر کن ببین آیا واقعا این حرف درسته یا نه . البته
بوسیله ایمانی که به خدا داری.


ملیحه جان به خدا قسم مسلمان بودن تنها فقط به نماز و روزه نیست البته
انسان باید نماز بخواند و روزه هم بگیرد . اما برگردیم سرحرف اول اگر دوستت
تو را ناراحت کرد بعد پشیمان شد و به تو سلام کرد و از تو کمک خواست حتما
به او کمک کن . تا میتونی به دوستانت کمک کن و به هر کسی که می شناسی و یا
نمی شناسی خوبی کن. نگذار کسی از تو ناراحت بشه و برنجه.


هر کسی که به تو بدی می کند حتما از او کناره بگیر و اگر روزی از کار
خودش پشیمون شد از او ناراحت نشو. هرگز بخاطر مال دنیا از کسی ناراحت نشو.


ملیحه جون در این دنیا فقط پاکی، صداقت ،ایمان ، محبت به مردم ، جان
دادن در راه وطن ، عبادت باقی می ماند. تا می تونی به مردم کمک کن . حجاب ،
حجاب را خیلی زیاد رعایت کن .






خدایا ، خدایا ، تو را به
جان مهدی (عج) تا انقلاب مهدی (عج) خمینی را نگهدار . به خدا قسم من از
شهدا و خانواده شهدا خجالت می کشم وصیت نامه بنویسم . حال سخنانم را برای
خدا در چند جمله انشاالله خلاصه می کنم
اگه شده نان خشک بخور ولی دوستت ، فامیلت را که چیزی نداره، کسی که
بیچاره است او را از بدبختی نجات بده. تا میتونی خیلی خیلی عمیق درباره
چیزی فکر کن. همیشه سنگین باش. زود از کسی ناراحت نشو از او بپرس که مثلا
چرا اینکار را کردی و بعد درباره آن فکر کن و تصمیم بگیر. . .


. . . ملیحه به خدا قسم به فکر تو هستم ولی می گویم شاید من مردم باید
ملیحه ام همیشه خوشبخت باشد . هرگز اشتباه فکر نکند . همیشه فقط راه خدا را
انتخاب بکند . چون جز این راه راه دیگری برای خوشبختی وجود ندارد .


ملیحه باید مجددا قول بدهی که همیشه با حجاب باشی . همیشه با ایمان باشی
. همیشه به مردم کمک کنی . به همه محبت کنی . در جوانی پاک بودن شیوه
پیغمبری است و راه خداست . . . اگه می خواهی عباس همیشه خوشحال باشد باید
به حرفهایم گوش کنی . ملیحه هرچقدر میتونی درس بخون . درس بخون درس بخون .
خوب فکر کن . به مردم کمک کن . کمک کن خوب قضاوت کن . همیشه از خدا کمک
بخواه . حتما نماز بخون . راه خدا را هرگز فراموش نکن . . .


همیشه بخاطرت این کلمات بسیار شیرین و پر ارزش را بسپار « کسی که به پدر
و مادرش احترام بگذارد ، یعنی طوری با آنها رفتار کند که رضایت آنها را
جلب نماید ، همیشه پیش خداوند عزیز بوده و در زندگی خوشبخت خواهد بود


ملیحه مهربانم هروقت نماز میخونی برام دعا کن .
[b]

[b]وصیت نامه دوم


[/b]
[/b]بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

خدایا ، خدایا ، تو را به جان مهدی (عج) تا انقلاب مهدی (عج) خمینی را
نگهدار . به خدا قسم من از شهدا و خانواده شهدا خجالت می کشم وصیت نامه
بنویسم . حال سخنانم را برای خدا در چند جمله انشاالله خلاصه می کنم .


خدایا مرگ مرا و فرزندان و همسرم را شهادت قرار بده .

خدایا ، همسر و فرزندانم را به تو می سپارم .

خدایا ، در این دنیا چیزی ندارم ، هرچه هست از آن توست .

پدر و مادر عزیزم ، ما خیلی به این انقلاب بدهکاریم .

عباس بابایی

دوستای گلم این متن بخشی از زندگی شهید بابایی بود که براتون قرار دادم . این آدم اینقدر بزرگوار است که هر چقدر در موردش بنویسم کم است . اگر بگویم زمانی که فیلم شوق پرواز پخش می شد ، درس هایی زیادی از ایشان یاد گرفتم باورتان نمی شود. از شما عزیزان می خواهم بعد از خواندن این مطلب برای شادی روح این عزیز یک فاتحه بخونید .

عکس هایی از شوق پرواز با موضوع زندگی شهید عباس بابایی :

کاربران میهمان قادر به دیدن تصاویر نمی باشند
جهت مشاهده تصاویر عضو شوید
کاربران میهمان قادر به دیدن تصاویر نمی باشند
جهت مشاهده تصاویر عضو شوید
کاربران میهمان قادر به دیدن تصاویر نمی باشند
جهت مشاهده تصاویر عضو شوید
















امضای maria خسته ام از تمام ای کاش هایی که
تمام زندگیم را پر کرده اند
آری ، طبیعت زندگی این است
تا ابد ای کاش های ما جریان
دارند ...


(آخرین ویرایش در این ارسال: 08-27-2012 06:42 PM، توسط maria.)
08-27-2012 06:40 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
یه آشنای قدیمی
***

کاربر ویژه
وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 7,915
تاریخ عضویت: Sep 2012
اعتبار: 587
شماره کاربر: 203

وضعیت یاهوی من:
سپاس ها 0
سپاس شده 377 بار در 208 ارسال
ارسال: #2
RE: زندگی نامه و وصیت نامه شهید عباس بابایی
.
.
.


بسم الرب الشهدا ...


سلام!!

سریال شوق پرواز هم تمام شد و دیگر مهمان خانه ها نخواهد بود !!

عاشقانه های شهید عباس بابایی ...

عباس این قصه اسطوره ای نبود مانند فیلم های هالیوودی!!

او اسطوره ای ایرانی بود ...

عباس آقای ما نه مرد عنکبوتی بود

و

نه آدم آهنی !!

او اصلا بدن ورزیده ای چون آرنولد هم نداشت

و

یا فنون رزمی را هم مانند فرانکی بلد نبود

و

عشق بازی را هم مانند دی کاپریو نیاموخته بود ...


بلکه بزرگی این اسطوره ی مسلمان و ایرانی تنها به دلیل خدا شناسیش بود ...

آری عباس قصه ما خداشناسی را از بر بود

و

این تنها فن آموختنی بود که او آموخته بود ...



کاربران میهمان قادر به دیدن تصاویر نمی باشند
جهت مشاهده تصاویر عضو شوید



،



کارگردان این سریال توانست عباس آقا را در عمق وجودم ببرد!

او فقط جنگ را نمایش نداد و بلکه آنچه را که بیش از مهارت های جنگی این مرد به نمایش گذاشت عاشقانه های او بود ...

این اولین بار بود که یک مرد جنگ را در لباس عاشقی و عاطفی می دیدم

و

این نخستین بار بود که یک فرمانده جنگ فقط در جنگ خلاصه نمی شد ...


او زمینی بود و آسمانی شد ...



،



اما چه بسیارند الگوهایی چون عباس بابایی که در زندگی چند بعدی بودند مثل اکثر شهدا ...

اما کیست که آنان را بشناسد ؟!

و

کیست که آنان را بشناساند ؟!


آیا بهتر نیست بجای شخصیت های خیالی غربی ، زندگی مردان سرزمین خودمان به نمایش در آید ؟!!

آیا الگو هایی مانند سرداران شهید و همرزمانشان کم هستند ؟!

الگو هایی همچون :

سرداران شهید

همت و خرازی و کاظمی ها

و

زین الدین و باکری و باقری ها


آیا لحظه لحظه های زندگی شهید دکتر مصطفی چمران و شهید آوینی و شهدا ی دیگر نمیتواند الگویی برای جوانان ما باشد ... ؟!
















امضای مانی کاربران میهمان قادر به دیدن تصاویر نمی باشند
جهت مشاهده تصاویر عضو شوید


عشق
یعنی
من با تو جبران می شوم
09-12-2012 11:35 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
یه آشنای قدیمی
***

کاربر ویژه
وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 7,915
تاریخ عضویت: Sep 2012
اعتبار: 587
شماره کاربر: 203

وضعیت یاهوی من:
سپاس ها 0
سپاس شده 377 بار در 208 ارسال
ارسال: #3
RE: زندگی نامه و وصیت نامه شهید عباس بابایی
روز عید قربان بود.
تیمسار بابایی سرش را به روی آسمان بلند کرد، نگاهی به اطراف انداخت و آرام گفت: «الله اکبر» سپس رو به نادر کرد و گفت: محمد آقا برویم. هردو از پلکان هواپیما بالا رفتند. سرهنگ بختیاری و مسئولین فنی با تکان دادن دست از همان جا با عباس وداع کردند . هواپیما با غرشی رعد آسا به پرواز در آمد . لحظه ای بعد صدای بابایی در گوش نادری پیچید: خدایا تو شاهدی که هر کاری میکنم برای رضای تو و سرافرازی مسلمین است و سپس خطاب به سرهنگ نادری گفت: [b]« امروز روز جنگ است.»
صدای او از رادیو به گوش می رسید: [b]« پرواز کن، پرواز کن که امروز روز امتحان بزرگ اسماعیل است.» زمان محاسبه شده تاهدف 3دقیقه بود. هواپیما پس از مانوری در آسمان تاسیسات دشمن را مورد هدف قرار داد. کوهی از آتش به آسمان زبانه کشید. عباس گفت: [b]« الله اکبر ! الله اکبر ! می رویم به سوی نیروهای زرهی دشمن.»
چند لحظه بعد باران گلوله بر سر نیروهای دشمن باریدن گرفت .وقتی تیرباران تمام شد.
عباس گفت: « محمدآقا بر می گردیم.»
در همین حال صدای انفجار مهیبی همه چیز را دگرگون کرد. او در یک لحظه احساس کرد به دورکعبه در حال طواف است
به همین خاطر با صدای نرم و آرامی گفت: [b]« اللهم لبیک ، لبیک لا شریک لک لبیک....» و آخرین حرف ناتمام ماند.
سرهنگ نادری فریاد می کشید: عباس ! صدای من را می شنوی؟ جز صدای باد چیزی شنیده نمیشد . دردی در پهلویش حس می کرد .با تمام قوا نعره ای کشید و هواپیما را به حالت افقی در آورد . با راهنماییافسر کنترل هواپیما را به اختیار خود درآورد.
صدای برج مراقبت شنیده می شد: با همان زاویه ای که هستی بیا روی باند. دور موتور کم نمی شد فریاد کشید و خداوند را به کمک طلبید و با همان سرعت هواپیما را روی باند کشید.
سرهنگ نادری خودرا از کابین بیرون کشید . او با قدم های لرزان از هواپیما فاصله می گرفت و نگاهش به کابین شکسته ی عباس بود.
سرگرد بالا زاده اولین کسی بود که خود را به کابین هواپیما رساند با شتاب از هواپیما بالا رفت و لحظاتی بعد در جلو نگاه ماتم زده حاضران با دست بر سر خود کوبید وفریاد زد: عباس! عباس!
در لحظه های اذان ظهر عید قربان در حالیکه فریاد خلبانان پایگاه فضا را پر کرده بود پیکر عباس روی دست ها تشییع می شد .

پرواز تا بی نهایت
[/b][/b][/b][/b]
















امضای مانی کاربران میهمان قادر به دیدن تصاویر نمی باشند
جهت مشاهده تصاویر عضو شوید


عشق
یعنی
من با تو جبران می شوم
09-12-2012 11:37 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
یه آشنای قدیمی
***

کاربر ویژه
وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 7,915
تاریخ عضویت: Sep 2012
اعتبار: 587
شماره کاربر: 203

وضعیت یاهوی من:
سپاس ها 0
سپاس شده 377 بار در 208 ارسال
ارسال: #4
RE: زندگی نامه و وصیت نامه شهید عباس بابایی
همسر شهيد بابايي:

فرهنگ غرب نتوانست شهيد بابايي را از ايمان و اصالت دور نگه دارد کاربران میهمان قادر به دیدن تصاویر نمی باشند
جهت مشاهده تصاویر عضو شوید


خبرگزاري بين المللي زنان : همسر سرلشكر خلبان شهيد عباس بابايي گفت: علي رغم اينكه شهيد بابايي تحصيل كرده غرب بود ولي فرهنگ غرب نتوانست ايشان را از اصالت و ايمان دور نگه دارد.
«صديقه حكمت» به مناسبت سالروز شهادت شهيد بابايي در گفت وگو با خبرنگاران به ويژگي هاي بارز اين شهيد گرانقدر اشاره كرد و افزود: اين شهيد بزرگوار هرچه پيشرفت مي كرد و به مقام بالاتري مي رسيد متواضع تر مي شد و اثري از غرور در وي ديده نمي شد.
وي اظهار داشت: با وجود اينكه قبل از انقلاب در آمريكا تحصيل كرده بود ولي فرهنگ غرب و ظواهر دنيا موجب دور نگه داشتن ايشان از اصالت و ايمان نشده بود.
حكمت اضافه كرد: شهيد بابايي هميشه در پوشش و رفتار و گفتار بي آلايش بود و بسيار ساده زندگي مي كرد و به معنويات توجه ويژه اي داشت.
وي ادامه داد: شهيد بابايي را كسي در لباس خلباني نديده بود و هميشه مثل يك آدم ساده و عادي رفت وآمد مي كرد وقتي شهيد شد خيلي از مردم حتي برخي مسئولان و بستگان هم فكر نمي كردند كه عباس يك چنين آدم شجاع و قهرماني باشد.
عضو شوراي اسلامي شهر قزوين افزود: امروز بعد از گذشت 24 سال از شهادت اين شهيد ارجمند گوشه هايي از شخصيت والا و ستودني ايشان براي مردم نمايان شده و با گذشت زمان ويژگي هاي منحصر به فردش شناخته مي شود.
همسر سرلشكر خلبان شهيد «عباس بابايي» در ادامه با بيان اين مطلب كه ثمره زندگي مشترك ايشان سه فرزند مي باشد يادآور شد: طي اين سالها سعي كردم تا در تربيت فرزندان، روحيه و اخلاق بزرگ منشانه و رفتار پدرشان را انتقال دهم و فرزندان آن شهيد به گونه شايسته تربيت شوند.
حكمت افزود: امروز نسل جوان ما بايد رهرو راه شهيدان باشند و آنگونه كه شايسته است اهداف آنان را بشناسند و در برابر تهاجم دشمنان ايستادگي كنند.
وي ادامه داد: انتقال تفكر شهدا به نسل سوم مهمترين وظيفه و بزرگ ترين رسالتي است كه بر دوش ما گذاشته شده و بايد فرهنگ ايثار، شهادت و حفظ اسلام و انقلاب به نسل جواني كه انقلاب و جنگ تحميلي را نديده اند، صورت گيرد.
گفتني است؛ شهيد سرلشگر عباس بابايي در سال 1329در قزوين به دنيا آمد و در 15 مرداد سال 1366 هنگام بازگشت از يك عمليات برون مرزي بر اثر اصابت گلوله دشمن به هواپيمايش به شهادت رسيد.
اين شهيد هنگام شهادت معاون عمليات فرمانده نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران بود.
















امضای مانی کاربران میهمان قادر به دیدن تصاویر نمی باشند
جهت مشاهده تصاویر عضو شوید


عشق
یعنی
من با تو جبران می شوم
09-12-2012 11:37 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
یه آشنای قدیمی
***

کاربر ویژه
وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 7,915
تاریخ عضویت: Sep 2012
اعتبار: 587
شماره کاربر: 203

وضعیت یاهوی من:
سپاس ها 0
سپاس شده 377 بار در 208 ارسال
ارسال: #5
RE: زندگی نامه و وصیت نامه شهید عباس بابایی
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

شهيد عباس بابايي، بزرگ مردي كه در مكتب شهادت پرورش يافت مجاهدي كه زهد و تقوايش بسان دريايي خروشان بود و هر لحظه از زندگانيش موج ها در برداشت. مرد وارسته اي كه سراسر وجودش عشق و از خودگذشتگي و كرامت بود، رزمنده اي كه دلاور ميدان جنگ بود و مبارزي سترگ با نفس اماره ي خويش. از آن زمان كه خود را شناخت كوشيد تا جز در جهت خشنودي حق تعالي گام برندارد. به راستي او گمنام، اما آشناي همه بود. از آن روستاييِ ساده دل، تا آن خلبان دلير و بي باك. شهيد بابايي در سال 1329، در شهرستان قزوين ديده به جهان گشود. دوره ي ابتدايي و متوسطه را در همان شهر به تحصيل پرداخت و در سال 1348، به دانشكده خلباني نيروي هوايي راه يافت و پس از گذراندن دوره آموزش مقدماتي براي تكميل دوره به آمريكا اعزام شد. شهيد بابايي در سال 1349، براي گذراندن دوره خلباني به آمريكا رفت. طبق مقررات دانشكده مي بايست به مدت دو ماه با يكي از دانشجويان آمريكايي هم اتاق مي شد. آمريكايي ها، در ظاهر، هدف از اين برنامه را پيشرفت دانشجويان در روند فراگيري زبان انگليسي عنوان مي كردند، اما واقعيت چيز ديگري بود. چون عباس در همان شرايط تمام واجبات ديني خود را انجام مي داد، از بي بند و باري موجود در جامعه آمريكا بيزار بود. هم اتاقي او در گزارشي كه از ويژگي ها و روحيات عباس نوشته، يادآور مي شود كه بابايي فردي منزوي و در برخوردها، نسبت به آداب و هنجارهاي اجتماعي بي تفاوت است. از رفتار او بر مي آيد كه نسبت به فرهنگ غرب داراي موضع منفي مي باشد و شديداً به فرهنگ سنتي ايران پاي بند است. همچنين اشاره كرده كه او به گوشه اي مي رود و با خودش حرف مي زند، كه منظور او نماز و دعا خواندن عباس بوده است. خود وي ماجراي فارغ التحصيلي از دانشكده خلباني آمريكا را چنين تعريف كرده است: «دوره خلباني ما در آمريكا تمام شده بود، اما به خاطر گزارشاتي كه در پرونده خدمتم درج شده بود، تكليفم روشن نبود و به من گواهينامه نمي دادند، تا اين كه روزي به دفتر مسئول دانشكده، كه يك ژنرال آمريكايي بود، احضار شدم. به اتاقش رفتم و احترام گذاشتم. او از من خواست كه بنشينم. پرونده من در جلو او، روي ميز بود، ژنرال آخرين فردي بود كه مي بايستي نسبت به قبول و يا رد شدنم اظهار نظر مي كرد. او پرسش هايي كرد كه من پاسخش را دادم . از سوال هاي ژنرال بر مي آمد كه نظر خوشي نسبت به من ندارد. اين ملاقات ارتباط مستقيمي با آبرو و حيثيت من داشت، زيرا احساس مي كردم كه رنج دوسال دوري از خانواده و شوق برنامه هايي كه براي زندگي آينده ام در دل داشتم، همه در يك لحظه در حال محو و نابودي است و بايد دست خالي و بدون دريافت گواهينامه خلباني به ايران برگردم. در همين فكر بودم كه در اتاق به صدا در آمد و شخصي اجازه خواست تا داخل شود. او ضمن احترام، از ژنرال خواست تا براي كار مهمي به خارج از اتاق برود با رفتن ژنرال، من لحظاتي را در اتاق تنها ماندم. به ساعتم نگاه كردم، وقت نماز ظهر بود. با خود گفتم، كاش در اينجا نبودم و مي توانستم نماز را اول وقت بخوانم. انتظارم براي آمدن ژنرال طولاني شد. گفتم كه هيچ كار مهمي بالاتر از نماز نيست، همين جا نماز را مي خوانم. ان شاءالله تا نمازم تمام شود، او نخواهد آمد. به گوشه اي از اتاق رفتم و روزنامه اي را كه همراه داشتم به زمين انداختم و مشغول نماز شدم. در حال خواندن نماز بودم كه متوجه شدم ژنرال وارد اتاق شده است. با خود گفتم چه كنم؟ نماز را ادامه بدهم يا بشكنم؟ بالاخره گفتم، نمازم را ادامه مي دهم، هر چه خدا بخواهد همان خواهد شد. سرانجام نماز را تمام كردم و در حالي كه بر روي صندلي مي نشستم از ژنرال معذرت خواهي كردم. ژنرال پس از چند لحظه سكوت نگاه معناداري به من كرد و گفت: چه مي كردي؟ گفتم: عبادت مي كردم. گفت: بيشتر توضيح بده. گفتم: در دين ما دستور بر اين است كه در ساعت هاي معين از شبانه روز بايد با خداوند به نيايش بپردازيم و در اين ساعات زمان آن فرا رسيده بود، من هم از نبودن شما در اتاق استفاده كردم و اين واجب ديني را انجام دادم. ژنرال با توضيحات من سري تكان داد و گفت: همه اين مطالبي كه در پرونده تو آمده مثل اين كه راجع به همين كارهاست . اين طور نيست؟ پاسخ دادم: آري همين طور است. او لبخندي زد. از نوع نگاهش پيدا بود كه از صداقت و پاي بندي من به سنت و فرهنگ و رنگ نباختنم در برابر تجدد جامعه آمريكا خوشش آمده است. با چهره اي بشاش خود نويس را از جيبش بيرون آورد و پرونده ام را امضا كرد. سپس با حالتي احترام آميز از جا برخاست و دستش را به سوي من دراز كرد و گفت: به شما تبريك مي گويم. شما قبول شديد . براي شما آرزوي موفقيت دارم. من هم متقابلاً از او تشكر كردم. احترام گذاشتم و از اتاق خارج شدم. آن روز به اولين محل خلوتي كه رسيدم به پاس اين نعمت بزرگي كه خداوند به من عطا كرده بود، دو ركعت نماز شكر خواندم.» با ورود هواپيماهاي پيشرفته اف – 14 به نيروي هوايي، شهيد بابايي كه جزء خلبان هاي تيزهوش و ماهر در پرواز با هواپيماي شكاري اف – 5 بود، به همراه تعداد ديگري از همكاران براي پرواز با هواپيماي اف–14 انتخاب و به پايگاه هوايي اصفهان منتقل شد. با اوج گيري مبارزات عليه نظام ستمشاهي، بابايي به عنوان يكي از پرسنل انقلابي نيروي هوايي، در جمع ديگر افراد متعهد ارتش به ميدان مبارزه وارد شد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي، وي گذشته از انجام وظايف روزمره، بعنوان سرپرست انجمن اسلامي پايگاه، به پاسداري از دستاوردهاي پرشكوه انقلاب اسلامي پرداخت. شهيد بابايي با دارا بودن تعهد، ايمان، تخصص و مديريت اسلامي چنان درخشيد كه شايستگي فرماندهي وي محرز و در تاريخ 7/5/1360، فرماندهي پايگاه هشتم هوايي بر عهده ي او گذاشته شد. به هنگام فرماندهي پايگاه با استفاده از امكانات موجود آن، به عمران و آباداني روستاهاي مستضعف نشين حومه پايگاه و شهر اصفهان پرداخت و با تامين آب آشاميدني و بهداشتي، برق و احداث حمام و ديگر ملزومات بهداشتي و آموزشي در اين روستا، گذشته از تقويت خط سازندگي انقلاب اسلامي، در روند هر چه مردمي كردن ارتش و پيوند هر چه بيشتر ارتش با مردم خدمات شايان توجهي را انجام داد. بابايي، با كفايت، لياقت و تعهد بي پاياني كه در زمان تصدي فرماندهي پايگاه اصفهان از خود نشان داد، در تاريخ 9/9/1362 با ارتقاء به درجه سرهنگي به سمت معاون عمليات نيروي هوايي منصوب و به تهران منتقل گرديد. او با روحيه شهادت طلبي به همراه شجاعت و ايثاري كه در طول سال ها، در جبهه هاي نور و شرف به نمايش گذاشت، صفحات نوين و زريني به تاريخ دفاع مقدس و نيروهاي هوايي ارتش نگاشت و با بيش از 3000 ساعت پرواز با انواع هواپيماهاي جنگنده، قسمت اعظم وقت خويش را در پرواز هاي عملياتي و يا قرارگاه ها و جبهه هاي جنگ در غرب و جنوب كشور سپري كرد و به همين ترتيب چهره آشناي «بسيجيان» و يار وفادار فرماندهان قرارگاه هاي عملياتي بود و تنها از سال 1364 تا هنگام شهادت، بيش از 60 مأموريت جنگي را با موفقيت كامل به انجام رسانيد. شهيد براي پيشرفت سريع عمليات ها و حسن انجام امور، تنها به نظارت اكتفا نمي كرد، بلكه شخصاً پيشگام مي شد و در جميع مأموريت هاي جنگي طراحي شده، براي آگاهي از مشكلات و خطرات احتمالي، اولين خلبان بود كه شركت مي كرد. سرلشكر بابايي به علت لياقت و رشادت هايي كه در دفاع از نظام، سركوبي و دفع تجاوزات دشمنان از خود بروز داد، در تاريخ 8/2/1366، به درجه سرتيپي مفتخر گرديد. تيمسار بابايي معاون عمليات نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران به هنگام بازگشت از يك مأموريت برون مرزي، هدف گلوله ضد هوايي قرار گرفت و به شهادت رسيد. تيمسار عباس بابايي صبح روز پانزدهم مرداد ماه روز عيد قربان همراه يكي از خلبانان نيروي هوايي (سرهنگ نادري) به منظور شناسايي منطقه و تعيين راه كار اجراي عمليات، با يك فروند هواپيماي آموزشي اف–5 از پايگاه هوايي تبريز به پرواز درآمد و وارد آسمان عراق شد. تيمسار بابايي پس از انجام دادن مأموريت، به هنگام بازگشت، در آسمان خطوط مرزي، هدف گلوله هاي تيربار ضد هوايي قرار گرفت و از ناحيه سر مجروح شد و بلافاصله به شهادت رسيد. يكي از راويان مركز مطالعات و تحقيقات جنگ درباره اين واقعه نوشته است:«به دنبال اصابت گلوله به هواپيماي تيمسار بابايي و اختلالي كه در ارتباط هواپيما و پايگاه تبريز به وجود آمد، پايگاه مزبور به رابط هوايي سپاه اعلام كرد كه يك فروند هواپيماي خودي در منطقه مرزي سقوط كرد براي كمك به يافتن خلبان و لاشه آن هر چه سريعتر اقدام نماييد. مدت كوتاهي از اعلام اين موضوع نگذشته بود كه فرد مذكور مجدداً تماس گرفت و در حالي كه گريه امانش نمي داد گفت: هواپيماي مورد نظر توسط خلبان به زمين نشست، ولي يك از سرنشينان آن به علت اصابت تير در داخل كابين به شهادت رسيده است.» راوي در مورد بازتاب شهادت تيمسار بابايي در جمع برادران سپاه نوشته است: «برخي از فرماندهان ارشد سپاه در جلسه اي مشغول بررسي عمليات بودند كه تلفني خبر شهادت تيمسار بابايي به اطلاع برادر رحيم رسيد . با شنيدن اين خبر، جلسه تعطيل شد و اشك در چشمان حاضرين به خصوص آنان كه آشنايي بيشتري با شهيد بابايي داشتند ، حلقه زد.» نقل شده كه وي چند روز قبل از شهادت در پاسخ پافشاري هاي بيش از حد دوستانش جهت عزيمت به مراسم حج گفته بود: «تا عيد قربان خودم را به شما مي رسانم.» بابايي در هنگام شهادت 37 سال داشت، او اسوه اي بود كه از كودكي تا واپسين لحظات عمر گرانقدرش همواره با فداكاري و ايثار زندگي كرد و سرانجام نيز در روز عيد قربان، به آروزي بزرگ خود كه مقام شهادت بود نائل گرديد و نام پرآوازه اش در تاريخ پرا فتخار ايران جاودانه شد.
















امضای مانی کاربران میهمان قادر به دیدن تصاویر نمی باشند
جهت مشاهده تصاویر عضو شوید


عشق
یعنی
من با تو جبران می شوم
09-12-2012 11:38 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ  ارسال موضوع 


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  گـریـــه.....(قطعه ای از وصیت نامه ی شهید زقاقی) baharealam 0 236 05-07-2013 10:01 PM
آخرین ارسال: baharealam
  وصیتنامه شهید منوچهر آصفی مانی 0 475 09-23-2012 04:58 PM
آخرین ارسال: مانی
  وصیتنامه ی شهید حسین خرازی aarezoo 0 348 09-23-2012 11:25 AM
آخرین ارسال: aarezoo
  وصیت نامه شهید احمد كشوری aarezoo 0 518 09-23-2012 11:21 AM
آخرین ارسال: aarezoo
  وصیت نامه شهید محمد جهان آرا aarezoo 0 314 09-23-2012 11:19 AM
آخرین ارسال: aarezoo
  وصیت نامه شهید میثمی مانی 0 327 09-22-2012 09:59 AM
آخرین ارسال: مانی
  وصيت نامه شهيد هوشنگ ستاري مانی 0 484 09-19-2012 01:52 PM
آخرین ارسال: مانی
  فرازهايي از صد وصيت نامه شهداي جنگ تحميلي مانی 10 2,003 09-19-2012 01:47 PM
آخرین ارسال: مانی
  فرازهایی از وصیت نامه شهید محمود ربیعی مانی 0 346 09-19-2012 01:33 PM
آخرین ارسال: مانی
  وصیت نامه ی دکتر چمران خطاب به امام موسی صدر مانی 0 476 09-19-2012 07:27 AM
آخرین ارسال: مانی

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان