شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.



بیوگرافی کاراکتر های مرتال کمبتزمان کنونی: 04-17-2014, 10:11 AM
امکانات مشاهده نسخه قابل چاپ ارسال این موضوع به یک دوست
نمایش آخرین ارسال این موضوع اهدای بیشترین امتیاز به این موضوع
علاقه مندی ها
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Darkness
آخرین ارسال: Darkness
پاسخ: 24
بازدید: 5158

ارسال پاسخ  ارسال موضوع 
بیوگرافی کاراکتر های مرتال کمبت
نویسنده پیام
مدیر بخش تفریح و سرگرمی
***

بازنشسته
وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 2,353
تاریخ عضویت: Oct 2012
اعتبار: 278
شماره کاربر: 375

وضعیت یاهوی من:
سپاس ها 0
سپاس شده 34 بار در 1 ارسال
ارسال: #1
بیوگرافی کاراکتر های مرتال کمبت
سلام چون کاراکتر ها خیلی زیادن مجبورم که یه موضوع دیگه هم بزنم
موفق باشید
















امضای Darkness
کاربران میهمان قادر به دیدن تصاویر نمی باشند
جهت مشاهده تصاویر عضو شوید



In this world
Life's an open book

11-05-2012 09:56 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
صفحه 2 (آنچه در بالا آمده است، نخستین ارسال این موضوع می باشد)
مدیر بخش تفریح و سرگرمی
***

بازنشسته
وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 2,353
تاریخ عضویت: Oct 2012
اعتبار: 278
شماره کاربر: 375

وضعیت یاهوی من:
سپاس ها 0
سپاس شده 34 بار در 1 ارسال
ارسال: #11
RE: بیوگرافی کاراکتر های مرتال کمبت
Reptile
کاربران میهمان قادر به دیدن تصاویر نمی باشند
جهت مشاهده تصاویر عضو شوید

نام واقعی: Reptile
سن: نامعلوم
قد: 183 سانتی متر
مقام: مامور اجرایی
زادگاه: زاترا (Zaterra) ، که الان بخشی از دنیای خارج (Outworld) هست.
سکونت: دنیای خارج
نژاد: سوسمار (Suarian)
سلاح ها:
Kunai (MK, MK 2011)
Battle Axe (MK4, MKG)
Kirehashi (MK:DA, MK:A)
سبک های مبارزه:
Hung Gar (MK:DA)
Crab (MK:DA)
Pao Chui (MK:A)
دسته: بی طرف / اهریمن
متحدین:
Nitara
Shao Kahn
Khameleon
Baraka
دشمنان:
Cyrax
Quan Chi
Shang Tsung
Kitana
ظهور:
s Mortal Kombat (unplayable)
Mortal Kombat II
Ultimate Mortal Kombat 3
Mortal Kombat Trilogy
Mortal Kombat Advance
Mortal Kombat 4
Mortal Kombat Gold
MK: Deadly Alliance
MK: Tournament Edition
MK: Deception (cameo)
MK: Shaolin Monks
MK: Armageddon
Mortal Kombat (2011)
طراح:
Daniel Pesina (MK, MKII)
John Turk (UMK3, MKT)
Keith Cooke (first film)
Mark Caso (second film)
Richard Dorton (MKR)
Sultan Uddin (second film)
Jon Valera (Conquest)
Marz Timms (MK 2011)
رپتایل به فارس خزنده ، یه نینجای سوسمار شکل در سری بازی های مبارزه مرگبار هست. اولین حضور او به نسخه اول بازی برمی گرده که در اون ، وی به صورت یه کاراکتر مخفی بود اما در نسخه دوم او قابل بازی گشت.

درباره رپتایل:

رپتایل یه موجود خزنده انسان مانند با لباس سبز که چهره زشت و نفرت انگیزش زیر لباسش پنهان شده. او به دلیل حرکات پنهان و دزدکی ، سبک مبارزه عالی و وفاداری بدون چون و چرا شهرت یافت. برخلاف جنگجویان دیگه که برای رسیدن به قدرت به اربابشون خدمت می کنند؛ رپتایل برای رسیدن به قدرت برای مافوقش خدمت نمی کنه . چیزی که همیشه اون رو در خدمت شائوکان (Shao Kahn) نگه می داره؛ فکر و توهم اون در مورد آخرین بازمانده های نژاد سوسمارها و آزادسازی قلمروشون از چنگ دنیای خارج هست؛ چرا که هدف اون برگرداندن تمدن زاترا و شکوه و عظمت اونه.

رپتایل در حقیقت ترکیبی از کاراکترهای ساب زیرو اصلی (Sub-Zero) و اسکورپیون (Scorpion) در نسخه اول بود. طبق گفته های دو خالق مبارزات مرگبار یعنی ادوارد بون (EdBoon) و جان تابیاس (John Tobias) تولد رپتایل زمانی اتفاق افتاد که وقتی دو کاراکتر ساب زیرو و اسکورپیون انتخاب و ادغام می شد ؛ کاراکتر به رنگ سبز تغییر رنگ می داد. (نویسنده: آبی + زرد= سبز) و به خاطر رنگ سبز این کاراکتر ، این دو این کاراکتر رو " رپتایل" نامیدند. در نسخه دوم رپتایل به طور کامل جزء کاراکتر های دیگه گشت و دارای حرکات و زندگی نامه منحصر به فرد گشت.

چیزی که نامعلومه سن رپتایل هست. سن اون تقریبا ده ها هزار و حتی چند میلیون تخمین زده شده. (نویسنده: خوب فداتون شم زمان دایناسورها می زیسته دیگه.....فکرشو بکنین دایناسور نینجا!!!) با این حال چیزی که مشخصه این که در جنگی که بین خدایان صورت گرفت و قلمرو زمین تا مرز نابودی رفت؛ سوسمار ها و راپتورها (نویسنده: یه نوع دایناسور که بچه های کوچک دایناسورهای دیگه رو می دزده و سپس می خوره) به قلمروی دیگه ای به نام زاترا که بعد ها توسط امپراطور دنیای خارج مورد یورش قرار گرفت ؛ مهاجرت کردند. بیشتر افراد این قلمرو در این یورش کشته شدند و عده ای بسیار کم باقی ماندند. یکی از این بازمانده ها رپتایل بود که برخلاف بازمانده های دیگه که به بردگی برده شدند ؛ او آموزش دید تا به شنگ سانگ (Shang Tsung) و شائوکان خدمت کنه.

خط داستانی:

: Mortal Kombat:

رپتایل صادقانه به عنوان محافظ شنگ سانگ در اولین سری مسابقات ، خدمت می کرد. او پنهان بود و به طور پیوسته از شنگ سانگ مراقبت می کرد. رپتایل به ندرت می جنگید و از حرکات خاص خود استفاده می کرد.

: Mortal Kombat 2:

رپتایل به خوبی از ارباب خود شنگ سانگ محافظت می کرد تا این که دستوری مستقیم از خود شائوکان به وی رسید. شائوکان قول داده بود که در صورت اطاعت بدون چون و چرای او ، بازمانده های نژاد اون رو که به بردگی گرفته شده بودند؛ آزاد کنه.

:Mortal Kombat 3/ Ultimate Mortal Kombat 3/ Trilogy:

زمانی که کیتانا (Kitana) حین حمله شائوکان به قلمرو زمین ، به منطقه ای نامعلوم از این قلمرو فرار کرده بود؛ رپتایل به همراه جید (Jade) فرستاده شد تا اون رو دستگیر کنند و اگه لازم باشه اون رو بکشند. (نویسنده: شائوکان قول داده بود که اگه رپتایل در این امر موفق بشه ، نژاد اون رو احیا کنه.) اما او موفق نشد چرا که جید به او خیانت و به کیتانا کمک کرد که فرار کنه. بعد از شکست خوردن شائوکان و آزاد شدن قلمرو زمین و ادنیا (Edenia)، رپتایل به زندان ادنیا منتقل شد. در اونجا او تصمیم به اغتشاش و قتل عام دست جمعی گرفت. کمی بعد او به قلمرو زیرین تبعید گشت.

: Mortal Kombat 4/ Gold:

وقتی خدای ارشد مرطود ، شیناک (Shinnok) ادنیا رو مورد حجوم قرار داد؛ رپتایل به عنوان فرمانده ارتش تاریکی به او پیوست به امید اینکه به درخواست او شیناک آخرین نسل از نژاد اون رو که در حال انقراش بودند ؛ احیا کنه. بعد از شکست شیناک از جنگجویان زمین ، او به دنیای خارج فرار کرده و پیش ارباب سابقش شائوکان رفت و تعهد کرد که همیشه کنار او باقی بمونه.

: Mortal Kombat :Deadly Alliance :

به دلیل دوری از هم نژادی های خود و به خصوص رئیس نژاد، رپتایل دچار دگرگونی در چهره و قیافه شد. او که قبلا تقریبا شبیه به انسان بود و حتی ماسک و لباس نینجا می پوشید؛ دیگه قادر نبود این کار رو انجام بده ؛ چون بدن او شکل سوسمار به خود گرفت؛ او حتی دم در آورد.

در حالی که جنگ بین ارتش ادنیا و دنیای خارج در حالت تساوی بود؛ شائوکان از شنگ سانگ و کوان چی (Quan Chi) خواستار کمک شد. رپتایل فرستاده شد تا پیغام امپراطور رو به شنگ سانگ برسونه ؛ اما پس از عزیمت ؛ رپتایل به اتحاد مرگبار شنگ سانگ و کوان چی و این که اون ها قصد کشتن شائوکان رو دارند ؛ پی برد. رپتایل تصمیم گرفت تا ارباب خودش رو از این ماجرا آگاه کنه که در مسیر بازگشت با نیتارا (Nitara) روبرو گشت. نیتارا اطلاعاتی رو در مورد تمدن سوسمار ها در اختیار او گذاشت. نیتارا به عنوان مدرک بر ادعاهای خود شمشیر Kirehashi رو که ساخته مردم زاترا بود؛ به رپتایل داد و مکان نیروهای کیتانا رو فاش کرد. رپتایل که می دونست این اطلاعات کمک شایانی به شائوکان می کنه تا در جنگ پیروز بشه ؛ بلافاصله به حرکت خود ادامه داد ؛ اما دیر شده بود ؛ چرا که شائوکان به سلاخی کشیده شده بود. (نویسنده: البته علما اختلاف دارن که اون واقعا خود شائوکان بوده با بدلش!!)

: Mortal Kombat : Deception:

رپتایل پس از این واقعه ، حیران و بدون هدف در دنیای خارج پرسه می زد تا اینکه دوباره نیتارا رو دید. او که از همه جا ناامید بود ؛ تصمیم گرفت تا به نیتارا بپیونده و بهش خدمت کنه. با این حال چیزی که برای رپتایل نامعلوم بود ؛ این بود که او بیشتر نقش یه سرباز و عروسک خیمه شب بازی رو برای نیتارا بازی می کرد. هدف رپتایل از پوستن و خدمت به نیتارا این بود که بتونه بازمانده های تمدن خودش رو احیا کنه.

اولین گام نیترا منحرف کردن رپتایل از مسیرش به مدت طولانی بود به منظور این که اتحاد مرگبار بتونه شائوکان رو به قتل برسونه. دومین گام نیترا این بود که رپتایل و سایرکس (Cyrax) رو با هم درگیر کرد. (نویسنده: عجب جونوریه این نیتارا!؟ باید یه بررسی کنم شاید خواهر کوان چی گور به گور شده باشه!!!) رپتایل قادر شد که سایرکس رو شکست بده ؛ به امید اینکه با کنترل اون ، سایرکس به نیتارا بپیونده.

اما سرانجام رپتایل فهمید که نیتارا وی رو فریب داد و مورد سوء استفاده واقع شده. او خشمگینانه به دنبال نیتارا گشت؛ اما دیر شده بود چرا که پورتال محو گشته بود و اثری از سایرکس و نیتارا نبود. رپتایل در اون مکان تک و تنها ماند در انجا یه تخم اژدها که متعلق به اوناگا (Onaga) بود؛ وجود داشت. کمی بعد تخم اژدها ترک برداشت و باریکه نوری رپتایل رو فراگرفت و بدن اون واسطه ای برای تجسم و حلول اوناگا شد.

: Mortal Kombat :Armageddon:

با توجه به پایان کار نایت ولف (Night Wolf) در نسخه دیسپشن ، او روح اوناگا رو بعد از شکست خوردن به قلمرو زیرین (Netherrealm) فرستاد که در اونجا روح رپتایل از اوناگا جدا شد.
مدتی بعد رپتایل در قرارگاه گروه اژدهای قرمز (Red Dragon) با تیون ( Taven) رودر رو گشت. با این که توضیحی برای حضور رپتایل در اون قرارگاه نبود؛ ولی احتمال می رفت که او می خواست با استفاده از دی ان ای خود و اژدهای محافظ دیگان ( Deagon) یعنی کارو (Caro)، نسل جدید از نیم انسان و خزنده رو بوجود بیاره. با این حال رپتایل از تیون شکست خورد و تیون کارو رو نیز آزاد کرد.
رپتایل در واقعه آرماگدون به نیروهای تاریکی پیوست و در نبرد پایانی کشته شد.
















امضای Darkness
کاربران میهمان قادر به دیدن تصاویر نمی باشند
جهت مشاهده تصاویر عضو شوید



In this world
Life's an open book

11-05-2012 10:34 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مدیر بخش تفریح و سرگرمی
***

بازنشسته
وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 2,353
تاریخ عضویت: Oct 2012
اعتبار: 278
شماره کاربر: 375

وضعیت یاهوی من:
سپاس ها 0
سپاس شده 34 بار در 1 ارسال
ارسال: #12
RE: بیوگرافی کاراکتر های مرتال کمبت
Jax Briggs
کاربران میهمان قادر به دیدن تصاویر نمی باشند
جهت مشاهده تصاویر عضو شوید

سن : 28
قد : 2.03 m
وزن : 350 پوند
اصلیت : اهل زمین (ارتلرم)
نژاد : Cyborg (در واقع به صورت رسمی انسان!)
دوست ها :
Sonya Blade
Kenshi
Cyrax
Ermac
دشمنان :
Kano
Hsu Hao
Jarek
Tremor
اصلحه ها :
Spiked Club (MK4)
Tonfa (MK:DA, MK:U, MK:A)
Machine Gun (MK:A, MKvsDCU)
Bionic Arms
روش و استیل مبارزه :
Muay Thai (MK:DA, MK:U, MK:A)
Judo (MK:DA, MK:U)
دسته : خوب
در با ره ی جکس
جکس ، اولین شخصیت آفریقایی – آمریکایی در سری مورتال کمبت است و اولین حضورش در مورتال کمبت 2 بوده است.
او یک نمونه ی اولیه ی قهرمان آمریکایی بود که به تصویر کشیده می شد!
طبق سلسله مراتب ، جکس رئیس سونیا بلید در گروه نیرو های ویژه ی آمریکا ست و در واقع سرعت بخشِ نیروهای گروه ویژه است!(آقا یه پست تو ارتشه که شبیه خط شکن خودمونه!!!)
جکس مردی با شعور و بادقت است و همیشه در حال نظارت بر اعمال زیر دستان خود در گروه ویژه است.اما در هنگام جنگ او مانند یک حیوان می ماند با شهامت و شجاعت یک شیر!!!
او با بی پروایی از تکنولوژی ها برای ارتقاء خود و گروهش استفاده می کند. او مسئول انحراف کینو(Kano) (یکی از اعضای گروه خویش ) است.او کینو را مجبور کرد تا یک ماسک فلزی روی قسمتی از صورت خود بذارد!
Mortal Kombat 2
اسم واقعی او جکسون بریج است ، فرمانده ی گروه ویژه ی آمریکا.
سونیا بلید و کینو هر دو گم شده اند . جکس ، فرمانده ی سونیا ، جانی کیج را در نزدیکی یک دریا مشرف به سازمان جاسوسی آمریکا پیدا کرد و او را برای بازجویی دستگیر کرد تا بفهمد که جای این دو کجاست.جانی اتفاقی را که در یک جزیره پدید آمده است برای جکس توضیح داد . ابتدا جکس باور نکرد ولی بعد از رسیدن پیامی تصویری از سونیا همه چیز را فهمید . در اون پیام تصویری سونیا در حال همکاری با کینو برای فرار از اتورلد بود. جکس برای عذر خواهی از جانی کیج به محل فیلم برداری های او رفت و در انجا متوجه شد که او مورد حمله ی نیروهای اتورلد قرار گرفته است . او وارد مبارزه با آنها شد ولی طولی نکشید که جنگجویان زمین به کمک آنها امدند و گورو و بقیه ی افرادش فرار کردند .بعد از این جکس وارد اتورلد شد تا بعدا در تورنمنت مورتال کمبت شرکت کند و سونیا بلید را پیدا کند .
در همین حین که جکس در حال بررسی اتورلد بود تونست سونیا و کینو را پیدا کند . او با کمک کینو از اتورلد فرار کرد ولی بعد او را دستگیر کرد . طولی نکشید که به خاطر بی لیاقتی دولتمردان بار دیگر کینو فرار کرد .
:Mortal Kombat 3
وقتی که او در متقاعد کردن فرمانده ی خود برای حمله به اوتورلد ناکام ماند ، جکس خودش را آماده کرد که به صورت نهانی به جنگ با شوکان و نوکرانش برود.
جکس سازمانی را به نام OIA تاسیس کرد که کار آن نابودی پرتال هایی بود که موجودات دیگر را به زمین هدایت می کرد !
او دو دستش را با دو قطعه ی نابود نشدنی فلزی تجهیز کرد. این جنگی بود که جکس برای پیروزی می رفت!
Mortal Kombat: Special Forces
بعد از یک فرار از زندان پلیس ایالتی جکس که در حال رانندگی در یک اتوبان بود پیامی از Gemini ، یکی از اعضای گروهش ، دریافت که :
هیچ ردی از Tasia, Jarek and Tremor نیست . او تصریح که آن ها به یک انبار در جنوب شهر با کمک بعضی ها از خارج ، فرار کرده اند . جکس حدس زد که این کمک از جانب کینو ابشد ، سرپرست گروه اژدهای سیاه .
بعد از مدتی جکس یک پیام از Lieutenant Sanchez ، کسی که نیرو هایش به انبار رسیده بود ، دریافت کرد .
بعد از دریافت پیام جکس خودش را به انبار رساند ولی کار از کار گذشته بود . او تمام افرادش را قتل عام شده یافت . برایهمین جکس قسم خورد که انتقام آنان را از کینو بگیرد . با مکانیکی کردن دستانش خودش را برای جنگ آماده کرد.
جکس با ردیابی آنها متوجه شد که Tasia در فاضلاب پنهان شده است . جکس او را پیدا کرد و از بین برد .
پس از مدتی پیامی از طرف Gemini به او رسید که آنها در ساختمانی جلوی مقر فرماندهی پنهان شداند . جکس در انجا با Jarek رو به رو شد .و او را شکست داد. او با بررسی زیاد توانست نشانه هایی از Tremor را پیدا کند . او به دنبالش رفت و بعد از پیدا کردنش ، او را شکست داد.
سپس او پورتالی را کشف کرد که Tremor در حال محافظت ازآن بوده است . این پورتال به اتورلد راه داشت . جکس از طریق این پورتال به کینو حمله کرد . کینو با استفاده از صلاحی به نام the Eye of Chitian قدرت های زیادی بدست آورده بود ولی در نهایت پیروز میدان کسی نبود جز جکس!
جکس با استفاده از قدرت چشم کینو خود و او را به زمین آورد تا او را محاکمه کند .



Mortal Kombat 4 :
وقتی سونیا برای دنبال کردن آخرین عضو زنده ی گروه اژدهای سیاه ، Jarek ، ناپدید شد ، سرگرد جکس به دنبال او رفت .
بعد از مدی کوتاه او موجه شد که سونیا وارد مبارزه ای با یک شیطانی به اسم الدر گاد (خدای بزرگ) شده است . این مبارزه ای است که آنها باید پیروز شوند و اگر نه دنیای آنها به دست شیناک از هم فرو خواهد پاشید.
شیناک رین را در ادنا شکست داده بود و جکس و سونیا برای بازیابی قوا به مرکز بر میگشتند . در همین حین آنها یکی از اعضای ربات شده ی لین کویی به نام Cyrax را کشف کردند و او را به مقر فرماندهی اوردند و دوباره حافظه ی انسانیتش را باززیابی کردند . و او نیز به آنها پیوست.
در آخر جکس Jarek را در نزدیکی یک صخره در حال جنگیدن با سونیا پیدا کرد و او را از صخره به پایین پرت کرد .
Deadly Alliance :
جکس بیشتر وق خود را صرف بررسی تجهیزات و وسایل بنا ها یزیر زمینی اتورلد کرد .با استفاده از یک اتاق مرموز در اتورلد جکس نیرو ها ی خود را توسط یک پرتال به رلم هاد ی دیگر می فرستد .
دو تا از اعضای گروه وی ، سایرکس و کنشی برای بررسی اتورلد ، محل موجودات عجیب و غریب فرستاده شدند!
جکس بزودی متوجه می شود که این رلم چه خطر هایی برای زمین دارد . بعد از رسیدن اطلاعات از کنشی در باره ی تحدید جدید زمین توسط اتورلد ، جکس از اتورلد فرار کرد در حالی یک نفر از افرادش به او خیانت کرد و پرتال را نابود کرد.و تمام تجهیزات جاسوسی جکس در اتورلد نابود گشت.
ولی به کمک خدای رعد ، ریدن ، جکس دوباره پورتال را ساختو به دنبال خائن رفت ، کسی که الان به نیرو ها ی مرده خدمت
می کرد . جکس قسم خورد که آن خائن را به سزای اعمالش برساند . شکار برای فردی به اسم " Hsu Hao" شروع شده است!!
:
Mortal Kombat: Deception :
بعد از حمله به گروه مرده جکس و گروهش توسط لشگریان تارکتان شکست خوردند . آخرین چیزی که جکس یادش است این است که ریدن در حال باز کردن راه خود به سوی یک اتاق بزرگ بود . جکس توسط اونگا دوباره زنده می شود ، کسی که کنترل ذهن او را به عهده گرفته است . خشم جکس تها چیزی است که بعد از اسیر شدن او به دست اونگا باعث نابودی او می شود . اما بعد از مدتی لو کنگ به نجات او می آید و او را از دست اونگا نجات می دهد . حال جکس به دنبال انتقام از کسی است که باعث شده مردمانی را که مدتی از آنها حفاظت می کرد بکشد ، یعنی اونگا!
Mortal Kombat: Armageddon :
بعد از این که سونیا و سکتور مورد حمله ی بیگانگان از اتورلد قرار گرفتند، سونیا پیغامی برای جکس فرستاد که با نیروی پشتیبانی بیاید ولی در حین آمدن جکس و گروهش توسط Tekunin دستگیر شدند . وقتی که او خواست دست مکانیکی جکس را از تنش جدا کند دست به صورت خودکار یک پیام به سونیا فرستاد و سونیا فکر کرد که جکس مرده است !بعدا جکس فرار کرد و به گروه روشنایی در مبارزه ی آرماگدون پیوست . قبل از این که او مورد حمله ی شوکان قرار بگیرد پای کوانچی را قطع کرد .
او نیز مانند بسیاری از مبارزان مورتال کمبت در این مبارزه شکست خورد و مرد!
















امضای Darkness
کاربران میهمان قادر به دیدن تصاویر نمی باشند
جهت مشاهده تصاویر عضو شوید



In this world
Life's an open book

11-05-2012 10:35 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مدیر بخش تفریح و سرگرمی
***

بازنشسته
وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 2,353
تاریخ عضویت: Oct 2012
اعتبار: 278
شماره کاربر: 375

وضعیت یاهوی من:
سپاس ها 0
سپاس شده 34 بار در 1 ارسال
ارسال: #13
RE: بیوگرافی کاراکتر های مرتال کمبت

Ermac
کاربران میهمان قادر به دیدن تصاویر نمی باشند
جهت مشاهده تصاویر عضو شوید


نام واقعی: Ermac

سن: کم تر از 1 سال

قد: 173 سانتی متر

وزن: 82 کیلوگرم

زادگاه: دنیای خارج (Outworld)

سکونت: : دنیای خارج (Outworld)

نژاد: نژاد خاصی ندارد ؛ او از اتصال روح های کشته شده بوجود آمده .

متحدین:

Kenshi
Liu Kang
Jax Briggs
Sonya Blade
Raiden
Kitana
Johnny Cage
Sub-Zero
Shujinko
Kung Lao
Cyrax
Li Mei
Stryker
Taven

دشمنان:

Rain
Ashrah
Shao Kahn
Onaga
Tanya

سلاح ها:

Axe (MK:D, MK:A)
سبک های مبارزه:
Hua Chuan (MK:D)
Choy Lay Fut (MK:D, MK:A)

دسته:

خوب ( سابقا به طور ناخواسته اهریمن)

ظهور:

Mortal Kombat (glitch)
Ultimate Mortal Kombat 3
Mortal Kombat Trilogy
Mortal Kombat Advance
Mortal Kombat: Deception
Mortal Kombat: Shaolin Monks
Mortal Kombat: Unchained
Mortal Kombat: Armageddon
Ultimate Mortal Kombat
Mortal Kombat (2011)

طراح:

John Turk (UMK3, MKT)
John Medlen (second film)
Kevin Michael Richardson (MK:DotR)
Michael McConnohie (MK 2011)

ارمک یه نینجای قرمز پوش هست که با استفاده از قدرت ارواح ، اجسام و هر شئ رو می تونه به حرکت دربیاره. اولین ظهور او به نسخه Ultimate Mortal Kombat:3 برمی گرده. با این حال او در نسخه اول این سری بازی، به طور اتفاقی و طی یه خطای سیگنالی بوجود اومد.

درباره ارمک:

ارمک متشکل از ارواحی هست که در طی جنگ های دنیای خارج (Outworld) کشته شده اند و بوسیله شائوکان (Shao Kahn) و سایه های کشیش (Shadow Priests) کنترل می شه. به همین دلیل او همیشه به جای واژه "من" از واژه "ما " در مورد خودش استفاده می کنه.

به علت این که ارواح به طور خالص و با تمرکز خاصی در وجود او قرار گرفته ، ارمک دارای قدرت هدایت اشیا و همچینین معلق بودن و تلپورت (نویسنده: همون طی الارض خودمون!) هست و به راحتی می تونه بین قلمرو ها مسافرت کنه؛ با این حال در اعماق قلمرو زمین (Netherrealm) قدرت و ارواح او به طور چشمگیری تحلیل می ره و ضعیف می شه اما بوسیله سنگ مرموزی به نام سنگ روح (Soul Stone) که بوسیله شوجینکو (Shujinko) در نسخه دیسپشن برای وی پیدا کرد؛ ارمک می تونه جلوی تحلیل ارواح خودش رو بگیره و اون ها رو حفظ کنه.

بعد از نسخه تریلوژی مبارزات مرگبار ، ارمک تا نسخه دیسپشن حاضر نبود. او در نسخه دیسپشن ظاهر گشت در حالی که به وسیله یه شمشیر زن نابینا به نام کنشی (Kenshi) از چنگال شائوکان آزاد شده بود. ارمک تصمیم گرفته بود که برای جبران گذشته شیطانی خود به نیروهای روشنایی بپیونده و برای اثبات کار خود، به لو کنگ (liu Kang) کمک کرد تا ارواح دوستانش رو از دست اوناگا (Onaga) نجات بده.

توسعه طراحی شخصیت:

ارمک ( Ermac) در واقعه مخفف واژه "Error Macro" به معنی خطای غیرعادی هست. در نسخه سگا سری اول بازی مبارزات مرگبار یک باگ وجود داشت. این باگ از این قرار بود که وقتی بازیکن کاراکتر اسکورپیون رو انتخاب می کرد و بازی شروع می شد. کاراکتر اسکورپیون بعد از مدتی رنگ قرمز به خود می گرفت و دارای فنون متفاوتی می گشت و همزمان با این امر پیغام خطایی روی صفحه با عنوان " خطای غیر عادی" (Error Macro) نقش می بست. طبق گفته های ادوارد بون (Ed Boon) خالق این بازی ، دلیل این امر وجود یک باگ و خطا در کد نویسی ها بود و با وجود پخش شایعه هایی مبنی بر وجود کاراکتر مخفی و پنهان ، برخی بازیکنان می دونستند که واقعا ارمک وجود نداره.
با این حال سازنده های بازی مبارزات مرگبار، تصمیم گرفتند که شخصیت ارمک رو شکل و توسعه بدن و در نسخه Ultimate Mortal Kombat:3 او به عنوان یک شخصیت ثابت ظاهر گشت.

خط داستانی:

ارمک یکی از جنگجویان زیر دست شائوکان بود که شخصا به دست امپراطور بوسیله کانون کردن ارواح خلق شده بود. او وظیفه داشت تا چند ماموریت رو برای شائوکان انجام بده که یکی از این ماموریت ها در قلمرو زیرین بود. ارمک در اونجا با شوجینکو که یه جنگجوی زمینی بود و به دنبال کامیدوگو (Komidogu) قلمرو زیرین می گشت؛ آشنا شد. او ماموریت داشت تا در این قلمرو شیطانی رو بکشه اما در اینجا قدرت او تجزیه شد و تنها راه جلوگیری از این امر دست یابی به سنگ روح بود. شوجینکو به خواسته ارمک ، این سنگ رو برای وی پیدا کرد و او به عنوان تشکر تکنینک مخصوص خودش رو به شوجینکو آموزش داد. بعد از کمی ارمک بوسیله زنی به نام اشراه (Ashrah) مورد هجوم قرار گرفت چرا که اشراه فکر می کرد که او یک شیطان هست؛ اما ارمک به راحتی از خودش دفاع کرد. (نویسنده: نکنه این دوتاهم بعدا به هم علاقه پیدا کنن!؟!؟!؟!؟ ای بابا مورتال کامبت هم که داره عشق و عاشقی میشه!)

ارمک در حمله دنیای خارج به زمین شرکت کرد و بعد از شکست شائوکان و تضعیف قدرت وی ، همچنان تحت کنترل کان ، اما به صورت سرگردان و بدون خط گیری بود. در اتفاقاتی که در نسخه اتحاد مرگبار افتاد او بوسیله شمشیر زن نابینا یعنی کنشی پیدا و از چنگال شائوکان آزاد گشت. ارمک به عنوان تشکر تکنینک معلق سازی و کوبیدن حریف به زمین (Telekinetic Slam) رو به کنشی آموزش داد. حالا او می تونست که سرنوشت خودش رو انتخاب کنه ؛ او تصمیم گرفت به عنوان جبران گذشته شیطانی خود به نیروهای روشنایی ملحق بشه. (نویسنده: فیلم سینمایی توبه ارمک!) کمی بعد از این تصمیم، ارمک روح جنگجویی رو مشاهده کرد که در حال زنج بود و او شخصی نبود به جز روح لوکنگ که نه تنها نیاز به یه متحد داشت ؛ بلکه می خواست تا روح دوستان خودش رو که در اسارت اوناگا بودند؛ نجات بده.

ارمک مشتاقانه درخواست لو کنگ رو پذیرفت و این دو به کمک هم دیگه روح متحدین لو کنگ یعنی جکس (Jax) ، سونیا (Sonya)، کیتانا (Kitana)، جانی کیج (Johnny Cage) و کنگ لائو (Kung Lao) رو از چنگال اوناگا آزاد کردند. ارمک کمی بعد در واقعه آرماگدون به نیروهای روشنایی پیوست و در نبرد پایانی کشته شد. (نویسنده: شهید شد!!!)

برخی از نکات جزئی:

- ارمک و اشراه در کنار لو کنگ و کنگ لائو ، تنها نیروی روشنایی هستند که با هم رقیب اند.
- نام ارمک برگرفته از خطای "Ermac5" باگی روی صفحه نمایش در نسخه Mortal Kombat بوده؛ بعضی از بازیکنان واقعا فکر می کردند که این یه خطا و باگ نیست ؛ بلکه یه کاراکتر مخفی در این بازی هست. با این حال سازنده های بازی تصمیم گرفتن که شایعه اون رو تحقق ببخشند و شخصیتش رو در3 Ultimate Mortal Konmat خلق کنند.
- در نسخه 2011 بازی مبارزه مرگبار ، این امر ثابت شد که یکی از ارواح موجود در ارمک متعلق به شاه جراد (King Jerrod) یعنی پدر کیتنا هست.
















امضای Darkness
کاربران میهمان قادر به دیدن تصاویر نمی باشند
جهت مشاهده تصاویر عضو شوید



In this world
Life's an open book

11-06-2012 05:15 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مدیر بخش تفریح و سرگرمی
***

بازنشسته
وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 2,353
تاریخ عضویت: Oct 2012
اعتبار: 278
شماره کاربر: 375

وضعیت یاهوی من:
سپاس ها 0
سپاس شده 34 بار در 1 ارسال
ارسال: #14
RE: بیوگرافی کاراکتر های مرتال کمبت
Mileena

نام واقعی: Mileena

سن: در MK 2011 کم تر از یک سال

قد: 175 سانتی متر

وزن: 58 کیلو گرم

زادگاه: Outworld

سکونت: Outworld

نژاد:

نیم ادنیایی و تارکاتانی

متحدین:

Baraka
Shang Tsung
Shao Khan
Tanya
Onaga
Quan Chi
Shinnok
دشمنان:
Kitana
Jade
Sindel

سلاح ها:

Long Sword (MKG)
Sai (MKII, UMK3, MKT, MKG, MKD,
MKSM, MKA)
سبک های مبارزه:
Ying Yeung (MK:D)
Mian Chuan (MK:D, MK:A)

دسته:

اهریمن

طراح:

Katalin Zamiar (MKII)
Becky Gable (UMK3, MKT)
Dana Hee (second movie)
Jolene Tran (MKL)
Jennifer DeCosta (Live Tour)
Lita Lopez (MKSM)
Johanna Añonuevo (MKA)

ملینا (Mileena) یه شخصیت ساختگی در سری بازی مبارزات مرگبار هست. او برای اولین بار در نسخه دوم این بازش ظاهر گشت.

درباره ملینا:

ملینا کلون یا به عبارتی همزاد کیتانا (Kitana) هست که بوسیله جادوی شنگ سانگ ( Shang Tsung) برای شائوکان (Shao Kahn) ساخته شد. شنگ سانگ برای خلق اون از فیزیولوژی بدن تارکاتان ها استفاده کرده بود. ملینا فردی شیطان صفت و بد طینت بود و از کیتانا نفرت داشت و وی رو خوار و خفیف می شمرد. تصور ملینا این بود که خود مستحق عنوان شاهزاده ادنیا (Edenia) هست تا کیتانا ( نویسنده: رو رو برم...! دو روز دنیا اومدی می خوای ملکه ادنیا بشی!؟( . او علاقه زیادی داشت تا خواهرش رو به قتل برسونه ؛ بنابراین همیشه به دنبال فرصتی بود تا این کار رو انجام بده و به خواسته خود یعنی شاهزادگی ادنیا برسه.

خط داستانی:

Mortal Kombat 2:

زمانی که شائوکان قلمرو ادنیا رو تسخیر کرد و با قلمرو خودش یعنی دنیای خارج (Outworld) ادغام نمود ؛ تصمیم گرفت تا دختر شاه سابق ادنیا رو زنده نگه داره و به عنوان دختر خودش پرورش بده. کیتانا بی خبر از قتل پدرش به دست شائوکان ، به امپراطور وفادار بود؛ شائوکان از این که ممکنه روزی کیتانا واقعیت رو بفهمه و بر ضد اون بشه ؛ به جادوگرش شنگ سانگ دستور داد تا یه همزاد اهریمنی و وفادار به اون رو ، از کیتانا خلق کنه.

شنگ سانگ جوهره کیتانا (نویسنده: فکر کنم یه چیزی تو مایه های دی ان ای باشه.) رو با یه تارکاتان ترکیب کرد تا به هدفش برسه. او این موجود رو " ملینا " نام گذاری و به عنوان خواهر دوقلوی کیتانا معرفی کرد. تنها نکته قابل توجه ملینا دندون های تارکاتان مانندش بود که همیشه زیر ماسک مخفی می کرد. ( نویسنده: به احتمال زیاد شنگ سانگ نتونسته بود که این ضایع بازی رو ماست مالی کنه!!!!!!!!). او وظیفه داشت تا کیتانا رو زیر نظر بگیره تا این اطمینان حاصل بشه که کیتانا به شائوکان وفادار باقی می مونه؛ چرا که شائوکان می ترسید که بالاخره روزی کیتانا حقیقت رو در مورد وی و خانواده اش بفهمه ( نویسنده : البته شائوکان ترس توی کارش نیست!!!!!! حوصله نداشته بعد از اینکه کیتانا ماجرا رو فهمید بیاد پهلوش آبغوره بگیره!!!!!!!!!). با این حال زمانی که کیتانا حقیقت رو بوسیله نینجا رین ( Rain) فهمید ؛ به صورت ظاهری وفادار باقی موند تا در فرصت مناسب کان رو سرنگون کنه.

در اتفاقات سری دوم کامبت ؛ شائوکان به وفاداری کیتانا شک کرد و این شک روز به روز بیشتر می شد؛ از این رو ملینا ماموریت پیدا کرد تا خواهر دوقلوی خودش رو زیر نظر بگیره. پس از مدتی معلوم شد که کیتانا به صورت پنهانی با جنگجویان زمینی متحد شده؛ بنابراین وی به قصد کشت به کیتانا حمله کرد. اما کیتانا ماهرتر از اون بود که از ملینا شکست بخوره ؛ او ملینا رو شکست داد و کشت. ( نویسنده: به همین راحتی!؟...............مگه می شه یه خواهر قل دیگه رو بکشه!!!!؟؟ عجب دور و زمونه ای شده!!!!!). با کشته شدن ملینا روح و هستی اون به قلمرو زیرین (Netherrealm) سقوط کرد.

Mortal Kombat: Trilogy

پس از مدتی ملینا توسط خدای ارشد سقوط کرده ، یعنی شیناک (Shinnok) به خدمت گرفته شد. ( مثل همیشه این خداهای قلابی!!! یا به قول شائو کرم ها!). ملینا از طرف شیناک به زمین فرستاده شد تا حین وقایع حمله شائوکان به زمین ، برای وی جاسوسی کنه. همچنین به او قدرت خواندن افکار کیتانا داده شد. پس از شکست خوردن شائوکان، ملینا به همراه نوب سایبات (Noob Saibot) که او نیز برای جاسوسی فرستاده شده بود؛ به قلمرو زیرین برگشتند.

Mortal Kombat: Gold

در وقایع مبارزات مرگبار گلد ، ملینا با شیناک جهت حمله به قلمرو ادنیا همکاری کرد. او فرصتی یافت که برتری خودش رو نسبت به کیتانا ثابت کنه؛ ملینا به خواهرش کیتانا اجازه داد تا از زندان شیناک فرار کنه. پس از شکست شیناک ، کیتانا خواهر خود ملینا رو به طور مخفیانه در زندانی در ادنیا حبس کرد؛ به امید اینکه افکار وی گرایش به نیکی پیدا کنه. (نویسنده: ما که آخرش نفهمیدیم........یه بار اینا به قصد کشت گیس هم دیگه رو می کنن؛ یه بار دیگه محبت و مهربانی نثار هم می کنن!!!!!!!!!!!)

Mortal Kombat : Deception

ملینا سال های زیادی رو در زندان حبس کشید؛ تا اینکه اژدها شاه (Dragon King) یعنی اوناگا (Onaga) دوباره بازگشت و حمله خودش رو به ادنیا آغاز کرد. ملینا بوسیله باراکا از زندان آزاد گردید. او به اوناگا پیوست و ماموریت پیدا کرد تا خودش رو جای کیتانا معرفی کنه؛ تا ارتش ادنیا رو گمراه کنه و بدین ترتیب اوناگا فرصت پیدا کنه که قدرت خودش رو بازیابی کنه. ملینا با قصد انتقام گرفتن از کیتانا و این که بعد ها ارتش ادنیا رو تحت سلطه خودش قرار بده و ازش استفاده کنه؛ ماموریت خودش رو آغاز کرد.

Mortal Kombat :Armageddon

در واقعه آرماگدون ملینا با شعار صلح و توسط نیروهای ادنیا قادر شد تا قلعه شائوکان رو به تصرف در بیاره. ( نویسنده: هه هه.....حکایت نوبل صلح به ا و ب ا م ا هستش!!!!!!!!!!!). اگرچه او هنوز زیر نقاب کیتانا بود؛ با این حال وی تصمیم داشت تا نقش ظاهری کیتانا رو ادامه بده تا اینکه ارتش ادنیا به اندازه کافی فاسد شده و هویت واقعی خودش رو آشکار کنه تا ارتش از اون پیروی کنه. (نویسنده: مای فوریت یو!!!!!!!)

بعد از گذشت مدتی، در حالی که ملینا احساس قدرت و تسلط بر دنیای خارج رو داشت؛ ناگهان فهمید که شائوکان به همراه گورو (Goro) و شنگ سانگ قصد حمله به قلعه رو دارند تا دوباره تسلط شائوکان به دنیای خارج رو احیا کنند. (نویسنده: چه ضد حالی...!!! آدم تو زیر زمین سی دی خام گوش بده این جوری نشه!!!!!!)

در ابتدا ملینا در اتاق سلطنتی پنهان شد و به روشنفکران خودش دستور داد تا با جادویی در اصلی رو ببندند؛ اما جادوی اون ها در مقابل وحشیگری نیروهای شائوکان بیهوده بود. و بالاخره امپراطور سابق با ملینا چشم به چشم شد. (نویسنده: همون فیس تو فیس!!!!!) بلافاصله روشنفکران بین ملینا و کان قرار گرفتند تا از شاهزاده خود در مقابل امپراطور دفاع کنند؛ ولی ملینا از پشت با خنجر اون ها رو از پای در آورد. (نویسنده: عجب نامردیه این ملینا.............اومدن ازت دفاع کنن خنجر می زنی!!!؟؟؟ اونم از پشت!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟) بعد از اون ملینا هویت واقعی خودش رو به کان آشکار و خود رو تسلیم امپراطور کرد.

شائوکان اجازه داد تا ملینا زنده بمونه و به او دستور داد تا شوجینکو (Shujinko) رو دستگیر کنه تا از اون به عنوان واسطه برای چانه زنی با اوناگا برای اینکه متحد وی بشه استفاده کنه. (نویسنده: عجب سیاستی!!!!!!!!). ملینا یه دعوت دروغین برای شوجینکو فرستاد که از قضا به طور ظاهر عملی شد؛ چرا که شوجینکو خودش رو در حالی که روبروی نیروهای تاریکی بود ؛ یافت. (نویسنده: واقعا که به این می گن بهره هوشی 100!(. شوجینکو سپس بوسیله ملینا زندانی گردید.

با این حال ملینا دوست نداشت که همیشه به عنوان یه خدمت کار باقی بمونه؛ بنابراین با توجه به این که دنیای خارج از دست وی خارج شد؛ تصمیم گرفت تا قلمرو ادنیا رو تسخیر کنه. (نویسنده: خوشگل خانم!!! بشین سر جات!!! می ری اونجا دوباره ضایع می شی برمی گردی!!!!!!!!! این کار را رو می کنی که یه خواستگار هم نداری!!! یه کم از خواهرت یاد بگیر!!!)

ملینا در حالت داستانی آرماگدون دیده شد. او با تیون (Taven) در ابتدای سیاه چال قلعه شائوکان رودر رو گشت و سعی داشت تیون رو به عنوان یه متجاوز به قتل برسونه که در این امر موفق نشد (نویسنده: بابا این از رو نمی ره..... چند بار دیگه باید ضایع بشی!!!؟؟؟ سوژه دست ملت نده واست جوک درست می کنن!). او بعد ها در لشکر نیروهای تاریکی دیده شد که در حال رژه و حمله به سوی نیروهای روشنایی بودند؛ در ابتدا او با نایت ولف (Knight Wolf) جنگید به جای کیتانا. او آخرین بار در دامنه هرم آرگوس (Argus) دیده شد در حالی که از پشت به گردن شنگ سانگ چسبیده بود اما بوسیله او به عقب پرتاب شد. ملینا نیز مشابه سایر جنگجویان در واقعه آرماگدون کشته شد.( نویسنده: خدا نیامرزدش!)

نکات:

- نام ملینا (Mileena) از یه نام اسلواکی به نام (Milena) به معنی " التفات و توجه و میل" هست. این معنی نشون دهنده میل باطنی ملینا برای شاهزاده شدن قلمرو ادنیاست.
- ملینا اولین زن شیطانی هست که در سری بازی های مبارزه مرگبار معرفی شد.
- به گفته اد بون سازنده بازی مبارزه مرگبار کیتانا و ملینا همانند اسکورپیون (Scorpion) و ساب زیرو (Sub-Zero) هستند.
- در سایت UGO.COMاز رنک 10 ملینا رنک 5 رو به خودش اختصاص داده
- او اولین شخصیت زنی هست که در نسخه 2011 حضور یافت.
- از نسخه 2 مبارزات مرگبار تا آرماگدون هیچ حرکت ویژه ای به حرکات اون اضافه نشد؛ تا این که در نسخه 2011 چند حرکت ویژه جدید رو برای اون تعریف کردند.
















امضای Darkness
کاربران میهمان قادر به دیدن تصاویر نمی باشند
جهت مشاهده تصاویر عضو شوید



In this world
Life's an open book

11-06-2012 05:17 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مدیر بخش تفریح و سرگرمی
***

بازنشسته
وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 2,353
تاریخ عضویت: Oct 2012
اعتبار: 278
شماره کاربر: 375

وضعیت یاهوی من:
سپاس ها 0
سپاس شده 34 بار در 1 ارسال
ارسال: #15
RE: بیوگرافی کاراکتر های مرتال کمبت
Shao Kahn
کاربران میهمان قادر به دیدن تصاویر نمی باشند
جهت مشاهده تصاویر عضو شوید

نام واقعی: Shao Kahn

سن: نامعلوم ( بالای 10000 سال)

قد: 2متر و 18 سانتی متر

وزن: 181.1 کیلوگرم

مقام: امپراتور

زادگاه: دنیای خارج

سکونت: دنیای خارج

نژاد: اوتولدر

متحدین:

Sindel (new timeline)

Baraka

Reiko

Rain

Goro

Kintaro

Sheeva

Motaro

Shang Tsung

Shinnok

Mileena

Reptile

Daegon

Sektor

Quan Chi

Noob Saibot

Tanya

Kano

Skarlet

Kabal

Jarek

دشمنان:

Sindel (old timeline)

Raiden

Liu Kang

Kung Lao

Kitana

Sub Zero

Onaga

Jade

Khameleon

Taven

Scorpion

Kai

Ermac

Stryker

Bo' Rai Cho

Nightwolf

Johnny Cage

Sonya Blade

Jax

Li Mei

Cyrax

Nitara

Kenshi

Smoke

Fujin

Kabal

سلاح ها:

Wrath Hammer (All appearances)

سبک های مبارزه:

Tai Tzu (MK:D, MK:A)

Lui He (MK:D)

دسته:

اهریمن

ظهور:

Mortal Kombat II (boss)

Mortal Kombat 3 (boss)

Ultimate Mortal Kombat 3 (boss)

Mortal Kombat Trilogy (boss)

Mortal Kombat Advance (boss)

MK: Deadly Alliance (cameo)

MK: Deception (GameCube exclusive)

MK: Unchained

MK: Shaolin Monks (boss)

MK: Armageddon

Ultimate Mortal Kombat (boss)

MK vs DC Universe (boss and playable)
Mortal Kombat (2011) (boss

طراح:

Brian Glynn (MKII, MK3, UMK3, MKT)

Steve Ritchie (voice) (MKII, MK3, UMK3, MKT)

Frank Welker (voice) (first movie)

Brian Thompson (second movie)

John Vernon and Michael Des Barres (DotR)

Jeffrey Meek (MK Conquest)

Aleks Paunovic (MKL)

Patrick Seitz (MKvsDCU)
Bob Carter (MK 2011)

شائوکان یکی از کاراکتر های سری بازی های مبارزه مرگبار هست که در نسخه دوم این سری بازی ها به عنوان رئیس وارد بازی گردید. ولی تا نسخه تریلوژی قابل بازی نبود



درباره شائوکان:

شائوکان یه جنگجوی آسیایی غول پیکر بود که به دلیل داشتن توانایی خدا گونه اش رقیب سرسختی برای ریدن، خدای رعد محسوب می شد. او همچنین به سنگ دلی ، جانور خویی و بی رحمی در مبارزات شناخته شده بود. قدرت زیاد شائوکان و هوش زیاد او این تصور رو به اون داده بود تا خودش رو به عنوان تنها فرمانروای یکه تاز قلمداد کنه. او شبیه جادوگر زیر دستش شنگ سانگ (Shang Tsung) دارای قدرت تسخیر ارواح رو داشت.

شاید بزرگترین نقطه قوت او ، سرسختی در رسیدن به اهدافش و سازماندهی هدف هایش و از طرفی بزرگتری نقطه ضعف او تکبر و اعتماد به نفس بیش از حد او هست. شائوکان نژاد بشر رو حقیر می شمرد؛ بنابراین چندین بار تصمیم گرفت تا بر قلمرو زمین حکمرانی کنه.


خط داستانی:

شائوکان سابقا به عنوان مشاور به اوناگا (Onaga) خدمت می کرد. اوناگا که لقب اون دراگون کینگ بود؛ به عنوان آخرین حکمران دنیای خارج (Outworld)، فرمانروایی می کرد. امپراطوری اوناگا بین قلمروهای دیگه ، اونقدر نیرومند شده بود که او به دنبال راهی می گشت تا فناناپذیر بشه. قبل از این که این هدف تحقق پیدا کنه؛ شائوکان در اقدامی اوناگا رو مسموم کرد و امپراطوری رو بدست گرفت و با هدایت ارتش باقی مانده از سلسله امپراطوری ، برخی از اهداف اوناگا رو دنبال کرد. هدف شائوکان این بود که از طریق یورش یا سری مسابقه مبارزات مرگبار، قلمروهای ضعیف تر دیگه رو تحت تسلط دنیای خارج دربیاره. از جمله تصرف های نظامی او این بود که قلمرو ادنیا (Edenia) با دنیای خارج ادغام شد. پس از پیروزی جنگجویان شائوکان در مبارزات مرگبار، او به این قلمرو حمله کرد و در میدان نبرد شاه جراد ( King Jerrod) رو کشت (نویسنده: ما که ندیدیمش ولی خدا رحمتش کنه!!) و ملکه سیندل (Sindel) رو به همسری برگزید (نویسنده: باور کن دعوا سر همین موضوع سیندل بوده!!) و دخترش، شاهزاده کیتانا (Kitana) رو مانند دختر خودش ، بزرگ کرد. ( نویسنده: فکر کن شائوکان با اون همه ابهت داره پوشک بچه عوض می کنه!!). او کیتانا رو آموزش داد تا به عنوان محافظ شخصی و یه ادمکش ، بهش خدمت کنه.

از بد شانسی شائوکان، مکله سیندل به دلیل اتفاقات افتاده؛ خودکشی کرد اما شائوکان روح اونو در دنیای خارج نگه داشت تا از رفتن به زندگی پس از مرگ ، جلوگیری بشه. برای شائوکان خوشایند نبود که بذاره به این راحتی ملکه مورد علاقه اش نابود بشه (نویسنده: دیدین گفتم دعوا سر سیندل بوده!! حالا هی بگین نه!)

سال ها بعد شائوکان قلمروی زمین رو هدف بعدی خودش قرار داد. او شنگ سانگ و گورو (Goro) رو فرستاد تا این قلمرو مورد یورش قرار بگیره و حادثه ای رخ داد که باعث شد گورو به عنوان قهرمان شناخته بشه. این رویداد زمانی اتفاق افتاد که گورو، کنگ لائوی بزرگ ( جد کنگ لائوی فعلی) رو شکست داد و دوره قهرمانی 500 ساله اونا رو از بین برد. شنگ سانگ مستقیما بر این مبارزات نظارت داشت تا اینکه در مسابقه دهم مبارزه مرگبار، او و گورو به دست یکی از راهب های شائولین، یعنی لو کنگ ( Liu Kang) شکست خوردند.

شنگ سانگ به شائوکان التماس کرد تا زندگیش رو به او ببخشه سپس طرحی ریخت تا با نیرنگ جنگچویان منتخب زمین رو در سری دوم مبارزه مرگبار، به دنیای خارج بکشونه ( نویسنده: من جای شائوکان بودم می دادم این شنگ سانگ رو باهاش آبگوشت درست کنن!!). با اسیر گرفتن کینو ( Kano) و سونیا بلید (Sonya Blade) به عنوان طعمه و فرستادن باراکا (Baraka) و زیر دستانش به منظور تخریب و نابود سازی راهب های شائولین؛ شائوکان منتظر جنگجویان زمینی ماند تا اونا رو در دام بندازه. با وجود قدرت زیاد او، لو کنگ وارد میدان شد و شائوکان رو شکست داد پس از این شکست وی نیروهای زیر دستش رو فراخوند تا جنگجویان زمینی رو نابود کنه؛ بنابراین جنگجویان زمینی بلافاصله به قلمرو زمین برگشتند تا از این حمله مصون بمانند.

دراین زمان، شنگ سانگ قادر بود تا در قلمرو زمین ، ملکه سیندل رو احیا کنه و به دنبال اون ، شائوکان به همسر دلخواه خودش می رسید (نویسنده: ای بابا! ملکه ملت رو به بازی می گیرن!! خجالت داره!). بار دیگه امپراطور ، شنگ سانگ رو رهسپار قلمرو زمین کرد تا اون رو جزء دنیای خارج کنه. تقریبا تمامی موجودات زنده ، روحشون از بدنشون جدا گردید و از ان شائوکان شد. در آخرین روز خود شائوکان شخصا ظاهر شد و گروه براندازی خودش رو فرستاد تا آخرین بازمانده های زمین رو نابود کنه. اما لرد ریدن از اونا حفاظت کرده بود. این وظیفه بازمانده ها بود تا سعی کنن جلوی شائوکان رو بگیرن و وضعیت زمین رو به حالت طبیعی خودش بازگردونند. در نبرد نهایی کان با کنگ لائو (Kung Lao) یکی دیگر از راهب های شائولین و نواده کنگ لائو بزرگ روبرو شد؛ اما با پرتاب جادوی قدرت مند او، کنگ لائو نزدیک بود که کشته بشه ؛ بنابراین این دوباره لو کنگ بود که شائوکان رو شکست داد. پس از این شکست کان نیروهای براندازی خود رو فراخوند و به طرف دنیای خارج عقب نشینی کرد. با این کار ادغام قلمرو زمین متوقف شد و به وضعیت عادی خود بازگشت. موضوع بدتر واسه شائوکان این بود که تعدادی از افراد وفادار شائوکان تو زرد از آب در اومدند که به دنبال این موضوع کیتانا قادر شد که مادرش رو کنار خودش برگردونه و قلمرو ادنیا رو دوباره به عنوان به قلمرو مستقل احیا کنه.

حالا امپراطور بسیار ضعیف شده بود و در جریان حمله شیناک (Shinnok) علیه خدایان ، برای چندین سال ناپدید گشت. ضمنا قلمرو ادنیا که در آرامش به سر می برد؛ قرار داد صلح با شوکان ها (Shokan) که شائوکان همیشه به طور چشمگیری بر اونا تکیه کرده بود؛ امضا کردند. طوری که شوکان ها آماده بودند تا به دنیای خارج حمله کنن ( نویسنده: د....بیا! گورو هم تو زرد از آب در اومد.......!). با درایت و هوش فرمانده جدید ارتش کان یعنی کینو و فعالیت های مخفی همکار ادم کشش، نوب سایبات (Noob-Saibot) ( کسی که گورو رو شکست داد.) ارتش ادنیا شکست خورد و شائوکان بخشی از قدرت خودش رو باریابی کرد. همزمان با این امر اتحاد مرگبار دو جادوگر، شنگ سانگ و کوان چی (Quan Chi) صورت گرفت. این دو وارد اتاق سلطنتی کان شدند وسوگند دروغ برای وفاداری به کان خوردند. اون ها گارد های شائوکان و ظاهرا خود شائوکان رو نابود کردند. البته بعد ها معلوم شد که فرد کشته شده خود کان نبوده بلکه بدل وی به قتل رسیده. (نویسنده: به عبارتی کوان چی و شنگ سانگ رو دست خوردند! بالاخره.....امپراطوره! سیب زمینی که نیست!)

شائوکان واقعی کمی بعد رویروی گورو مفلوک ظاهر شد و با قدرت کمی که از وی باقی مانده بود؛ گورو رو احیا کرد؛ بنابراین گورو و دیگر شوکان ها دوباره به عنوان متحد به شائوکان پیوستند.
سال ها بعد و طی واقعه آرماگدون، شائوکان دوباره امپراطور دنیای خارج گشت ؛ هرچند ملینا (Mileena) و شنگ سانگ نیرنگی ترتیب داده بودند تا این امر واقع نشه. بعد ها شائوکان با کوان چی ، شنگ سانگ و اوناگا متحد شد تا بلیز (Blaze) رو شکست بده و قدرت خداگونه وی رو تصرف کنه. کمی بعد کان خودش رو در حال مبارزه با متحدان خودش دید (نویسنده: ای بابا! بازم خیانت!) او حمله ای ناموفق به شنگ سانگ کرد و بلافاصه توسط اوناگا ربوده شد؛ اما او به طریقی خودش رو از دست اوناگا نجات داد. کمی بعد کان خودش و ریدن رو به عنوان آخرین بازمانده های واقعه آرماگدون یافت.

حوادث Mortal Kombat vs. Dc Universe:

برای اولین بار شائوکان توسط ریدن شکست خورد و حقیر واقع شد. ریدن مقابل امپراطور قرار گرفت و ظاهرا وی رو کشت؛ اما شائوکان نابود نشد؛ بلکه او با دارک سید (Dark Seid) ترکیب شد و موجودی به نام دارک کان (Dark Kahn) شکل گرفت. سوپرمن به همراه ریدن دارک کان رو شکست دادند. با این شکست. شائوکان در اتاق مخصوص دارک سید بیدار گشت درحالی که فاقد قدرت خودش بود. اما بعد ها قدرت وی برگشت و او هدف خودش یعنی سلطه بر دیگر قلمروها رو ادامه داد.


برخی از نکات جزئی:

- شائوکان هیچ وقت بدون ماسک دیده نشد؛ اما در سری بازی" مبارزات مرگبار: راهب های شائولین" پس از پرتاب چکشش به سمت بازیکن و برگرداندن توسط وی، به سر شائوکان اثابت می کنه و باعث می شه که ماسکش به زمین بیفته.

- در سری دوم بازی مبارزات مرگبار، کاراکتر شائوکان به صورت دیجیتالی ریسایز شده ؛ به عبارتی بازیکن نقش شائوکان در این بازی واقعا غول پیکر نیست بلکه اندازه نرمالی داره؛ اما با تکنینک های کامپیوتر اندازه وی رو غول پیکر طراحی کردند.

- با اینکه در برخی از سری بازی های مبارزات مرگبار حضور نداره؛ اما صدای شائوکان در بازی هنگام مبارزه هست. که کلمات معروف "Exellent"، "Well done"، "Superb" و... به خوبی برای بازیکنان مبارزات مرگبار آشناست. جالب این جاست که در بازی Unreal Championship2: The Liandri Conflic صدای اون به خوبی میان مبارزات شنیده می شه.

- طراحی ماسک اسکلتی شائوکان ، از کلاه خود سامورایی های ژاپن سر چشمه گرفته شد.
















امضای Darkness
کاربران میهمان قادر به دیدن تصاویر نمی باشند
جهت مشاهده تصاویر عضو شوید



In this world
Life's an open book

11-06-2012 05:18 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مدیر بخش تفریح و سرگرمی
***

بازنشسته
وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 2,353
تاریخ عضویت: Oct 2012
اعتبار: 278
شماره کاربر: 375

وضعیت یاهوی من:
سپاس ها 0
سپاس شده 34 بار در 1 ارسال
ارسال: #16
RE: بیوگرافی کاراکتر های مرتال کمبت
Frost

نام واقعی: Frost

سن: نامعلوم

قد: 172 سانتی متر

وزن: 54 کیلوگرم

مقام: جنگجویی لین کوای

زادگاه: قلمرو زمین

سکونت: قلمرو زمین

نژاد: انسان / کریمنسر

متحدین:

Raiden

دشمنان:

Sub-Zero
Sonya Blade

سلاح ها:

Ice Daggers (MK:DA, MK:U, MK:A)

دسته: اهریمن

ظهور:

Mortal Kombat: Deadly Alliance
Mortal Kombat: Deception (cameo)
Mortal Kombat: Unchained
Mortal Kombat: Armageddon
Mortal Kombat (2011) (Cameo)

طراح:

N/A

فراست به فارسی به معنی شبنم یخ زده یا برفک ، یک نینجای زن متعلق به گروه لین کوای (Lin Kuei) هست ؛ او برای اولین بار در سری MK:Deadly Alliance حضور یافت.

درباره فراست:

اولین حضورفراست در مورتال اتحاد مرگبار، به عنوان شاگرد تحت تعلیم سابزیروهست.این شخصیت جدید بسیار بلندپرواز بود.تخصص اون درمبارزه و یادگیری اون در هنرهای رزمی توجه ساب زیرو (Sub-Zero) رو جلب کرد.فراست مغرور بود ونسبت به کسانیکه ازاو بالاتر بودن خصومت داشت ازجمله استادش و سونیا

Mortal Kombat: Deadly Alliance

پس از آنکه ساب زیرو استاد بزرگ خاندان لین کوئی شد.ساب زیرو مسابقاتی رو برگزار کرد تا جنگجویان قوی رو پیداکند.فراست قهرمان این مسابقه شد.مهارتهای استثنایی فراست ،سابزیرو رو تحت تاثیر قرار داد و باعث شد که ساب زیرو سنت لین کوئی رو زیرپا بگذارد و فراست را تحت حمایت خودش در بیاورد و شخصا به فراست آموزش دهد.تونایی فراست در متمرکز کردن قدرت انجمادش افزایش پیداکرد.هرچند هرچقدر قدرتش افزایش پیدامیکرد غرورش هم بیشتر میشد.ساب زیرو نمیتوانست به فراست فروتنی را آموزش بدهد.

هنگامی که ریدن (Raiden) از ساب زیرو برای نابود کردن جادوگر کوآن چی (Quan Chi) و شانگ تسونگ (Shang Tsung) درخواست کمک کرد.اموزشات فراست نیز متوقف شد.ساب زیرو ،فراست رو نیز همراه خود برای کمک به ریدن بردامیدوار بود که فراست چشمانداز روشنی داشته باشد وازاین طریق تجربه نبرد واقعی رو نیز بدست بیاورد.پس از دیدار با سایر مبارزان زمینی (که یکی ازآنها سونیا بودکه رابطه خوبی با فراست نداشت).فراست همراه سابزیرو به دنیای بیرون رفت.

درهمین هنگام بود که فراست نیت واقعیش را برای پیوستن به لین کوئی آشکار کرد.فراست تمایل دارد که استاد بزرگ خاندانش بشود.فراست با باد یخ ساب زیرو رو بی حرکت نمود ومدال اژدها (شی ای که تونایی سابزیرو را افزایش میداد ونماد رهبر لین کوئی) را از سینه ساب زیرو جداکرد.بدون هیچ قدرت ونظم مورد نیاز برای کنترل قدرت مدال .تمام قدرت انجماد فراست مصرف شد وبه نظر میرسید که مرده است.

ساب زیرو شاگردش را بخاطر خیانتش بخشید و به دنبال مکانی مناسب برای دفن جسد فراست گشت.سرانجام یه ویرانه ای از یک بنای مقدس را پیداکرد.پس از آنکه ساختمان را مورد بررسی قرار داد.ساب زیرو متوجه شد که خودش و فراست اززادگان همین مکان بوده اند.قبل از انکه انجا را ترک کند بدن فراست را درون یک تابوت آهکی قرارداد تا استراحت کند.

Mortal Kombat: Deception

با این حال،درطی حوادث مورتال دسپشن،پس از انکه ساب زیرو انجا را ترک کرد فراست به طور معجزه آسایی دوباره زنده شد.فراست فکرمیکرد که هنوز در دنیای بیرون است و ساب زیرو او را رهاکرده تا بمیرد.قسم خورد که انتقامش را از ساب زیرو بگیرد.فراست پس از آنکه به معبد لین کوئی برگشت .شنید که ساب زیرو هنوز در دنیای بیرون است و امیدوار شد که میتواند ساب زیرو را به قتل برساند.
پس از مدتی فراست دچار یه حالت دیوانگی شد و همه رو به شکل ساب زیرو میدید.فراست بسیاری از اعضای لین کوئی رو کشت تا تازمانیکه ساب زیرو بگردد.ساب زیرو فراست را رون یک تابوت یخی عمیق قرار داده بود در درون یکی از اتاق های لین کوئی که با یک دیوار یخی مهروموم شده بود.

Mortal Kombat: Armageddon

بعدها درزمانیکه حوادث مورتال آرماگدون آغاز شد.تیون (Taven) ،فراست را از درون تابوت یخی آزاد کرد.فراست هنوزم همه را به شکل ساب زیرو میدید.او به تیون حمله کرد اما تیون توانست او را شکست دهد پس از مبارزه متوجه شد که تیون ،ساب زیرو نیست و به سمت یه نقطه نامشخص رفت
بعدا در نبرد آرماگدون فراست به نیروهای تاریکی پیوست که او هم مانندسایر مبارزان کشته شد.

نکات ناچیز:

- دوبلور صدای فراست و سونیا و کیتانا یه شخص هست.
















امضای Darkness
کاربران میهمان قادر به دیدن تصاویر نمی باشند
جهت مشاهده تصاویر عضو شوید



In this world
Life's an open book

11-06-2012 05:19 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مدیر بخش تفریح و سرگرمی
***

بازنشسته
وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 2,353
تاریخ عضویت: Oct 2012
اعتبار: 278
شماره کاربر: 375

وضعیت یاهوی من:
سپاس ها 0
سپاس شده 34 بار در 1 ارسال
ارسال: #17
RE: بیوگرافی کاراکتر های مرتال کمبت
Jade
نام واقعی: Jade

سن: حدود 10000 سال

قد: 1.75 سانتی متر

وزن: 58.2 کیلوگرم

زادگاه: ادنیا (Edenia)

سکونت: ادنیا

نژاد: ادنیایی

متحدین:

Kitana
Sindel

دشمنان:

Tanya
Onaga
Shao Kahn
Mileena
Rain

سلاح ها:

Steel Fans (MKII, MK 2011)
Bo (UMK3, MKT, MK:D, MK:SM,
MK:A, MK 2011)
Boomerang (UMK3, MKT, MK:D,
MK:SM, MK:A, MK 2011)

سبک های مبارزه:

Fan Zi (MK:D, MK:A)
Kuo Shou (MK:D)

دسته:

خوب ( سابقا اهریمن)

ظهور:

Mortal Kombat II (unplayable)
Ultimate Mortal Kombat 3
Mortal Kombat Trilogy
Mortal Kombat Advance
MK: Deception
MK: Shaolin Monks
MK: Unchained
MK: Armageddon
Mortal Kombat (2011)

طراح:

Katalin Zamiar (MKII)
Becky Gable (UMK3, MKT)
Irina Pantaeva (second film)
Linda Lee (voice, MK2011

درباره جید:
جید به معنی سبز پوش ، البته معانی دیگری رو هم می ده ؛ حتی معانی یه کم ناپسند ولی ما اینجا این معنی رو ملاک می گیریم.

جید (Jade) دوست دوران کودکی پرنسس کیتانا(princess kitana (است.درحالیکه انگیزه مشخصی ندارد.او بیشتر دوران زندگی خود را به عنوان قاتلان شخصی شائوکان درکنار کیتانا(kitana) وملینا (mileena) خدمت کرده است.زمانیکه کیتانا برعلیه شائوکان ( Shao Kahn) شد.ازطرف امپراتور ماموریت پیدا کرد تا او را دستگیرکند.درنهایت جید تصمیم گرفت به دوستش بپیوندد و به او کمک کند که قلمروشان را آزاد کنند وآن را به زیباییش بازگردونن.جید الان مقیم ادنیا است.جید عضو ارتش ادنیا وهمچنان به وظیفه اش که خدمت کردن به سیندل (Sinddel) و کیتانا است ادامه میدهد.

جید همیشه به عنوان دوست وفادار کیتانا شناخته شده است.او خودش رو به عنوان فرد قابل اعتماد ثابت کرده و دوست صادق و فداکار پرنسس محسوب می شه .جید نسبت به مخالفان طعنه آمیز و جسور وبه طورباورنکردنی بی رحم است.خصوصا نسبت به کسانیکه دشمنان شخصی اون به حساب میان(تارکاتاها و تانیا )

جید خانومی با لباس سبز است وبسیار شبیه میلنا وکیتانا است تنها تفاوت قابل توجهی که دارد پوست تیره او است. جید برای اولین باردر مورتال کمبت 2 و بصورت شخصیت مخفی و غیرقابل بازی ظاهرشد که حرکاتش بسیار شبیه کیتانا بود حتی از سلاح بادبزن تیغه ای کیتانا استفاده میکرد.
جید بعدها به عنوان شخصیت ثابت در مورتال التیمات تبدیل شد.سلاح او یه فلز بود.اما او از بومرنگ نیز به خوبی استفاده میکرد

خط داستانی:

جید برای اولین بار در مورتال کمبات تورنومنت که توسط شائوکان برگزار میشد ظاهرشد.اون تقبل کرد که واسه امپراتور ه جاسوسی کنه .
مانند کیتانا جید نیز ازدنیای خارج (Outworld) نیست بلکه از قلمرو ادنیا منشا میگیرد.سرزمینی که سالها پیش توسط شائوکان فتح شد.درابتدا تصورمیشد پدرومادر جید از اشراف ادنیا هستن.بعدا در بیو موتال کمبت 2011 اذعان شد که پدرومادر جید اورا به عنوان ادای احترام به شائوکان یک کودک به او داده اند.که بعدها او به یه قاتل ماهر و نیرومند تبدیل شد.درنهایت او از دوستان نزدیک پرنسس کیتانا می شود.

Mortal Kombat Trilogy

در طی حملات ارتش شائوکان به زمین.کیتانا به بخاطر خیانت و قتل ملینا (Mileena)در طی مسابقات دوم به مرگ محکوم می شود واز دنیای بیرون فرار می کند و به زمین می رود.شائوکان به شدت خشمگین می شود و رپتایل و جید را مامور می کند که به زمین بروند و شاهزاده را دستگیر کنند.جید فکرمیکرد که باید کیتانا رو زنده برگرداند.اما رپتایل دستوراتی از سوی شائوکان داشت مبنی براینکه کیتانا به هرصورت باید برگرد حتی اگه کشته شود.

آن دو به زمین آمدند وشروع کردن به جستجوی کیتانا.جید خودش رو بین دو راه دید یکی اطلاعت کردن از دستور شائوکان و دیگری انتخاب دوستش.درنهایت او تصمیم گرفت به کیتانا کمک کند.او رپتایل رو ازبین برد. پس از مرگ رپتایل راه برای دو زن برای پیوستن به ریدن و جنگجویان زمینی که برعیله شائوکان و یارانش بودن باز شد.کیتانا تصمیم داشت خود را به ملکه سیندل برساند و او را از گذشته ای که باهم دیگر داشتند آگاه کند.با کمک جید این مسئله ممکن شد و پس از آن سیندل خاطراتش را به یاد آورد و او نیز بر عیله شائوکان شد.مدتی بعد شائوکان از لیوکانگ شکست خورد و کیتانا میتوانست آزادانه از ادنیا به دنیای بیرون برود.

Mortal Kombat: Deadly Alliance

جید درتلاش بود که به کیتانا در جنگ علیه اتحاد مرگبار پیوندد.اما خیلی دیر به کاخ شنگ تسونگ (Shang Tsung) رسید.وقتی به کاخ رسید بدن دوستانشو به همراه بدن جنگجویان زمینی دید که به زمین افتاده اند.قلبش شکست.درکنار بدن دوستانش زانو زد.سپس متوجه حضور یه موجودبزرگی شد.جید همانند سایه پنهان شد و اناگا (Onaga) را آن بین دید.او مشاهده کرد که دراگون کینگ ، جسد کیتانا و دوستانش دوباره احیا کرد ؛ این نیروی طلسم بود که به اناگا اجازه میداد ؛ جنجگویان را کنترل کند وآنها را تحت فرمان خود درآورد.

Mortal Kombat: Deception

جید جنگجویانی رو که زنده شده بودن دنبال کرد و دید که آنها دارن به ادنیا حمله میکنند و ملکه سیندل هم زندانی شده است.جید ملکه سیندل را پیدا کرد درحالیکه ملکه توسط دخترش کیتانا نگهبانی میشود.جید به کیتانا حمله کرد و او را به قفسی که خودش درست کرده بود انداخت و ملکه سیندل را آزاد کرد.کیتانا شروع کرد به فریاد زدن ونگهبانان را مطلع کرد.که در نهایت سیندل و جید مجبور شدن به دنیای بیرون بگریزند.قبل از اینکه به داخل پرتال بروند.جید یه نگاه کوتاهی به اطراف انداخت وتانیا (Tanya) رادید که در کنار اناگا ایستاده است.

وقتی به دنیای بیرون رسیدند.جید تصمیم گرفت که به ملکه سیندل کمک کند که کیتانا را از دست دراگون کینگ و طلسم نجات دهد و عدالت را در برابر تانیا که یک باربه ادنیا خیانت کرده اجرا کند.

Mortal Kombat: Armageddon

پس از انکه ارمک و روح لیوکانگ موفق شدن کیتانا و جکس (Jax) ، سونیا بلید ( Sonya Blade) ، جانی کیج (Johnny Cage) ، کونگ لائو( Kung Lao) را ازتسلط اناگا بر اآنها رها کنند.اناگا توسط نایت ولف (Night Wolf) وطی مراسمی ناتوان و موقتا خطرات احتمالی بر قلمروها سرکوب شد.اما قهرمانان نمیدانستند که یه تهدید جدیدو خطرناکتری وجود داردوبزودی نزدیک خواهد شد.اینکه یک پارچگی قلمرو ها داشت از بین میرفت و قلمروها داشتند از هم گسسته میشدند و هرکدوم از جنگنده ها داشتند قدرتمند میشدند که در پی اون آرماگدون داشت بوجود می اومد.برای جلوگیری از این اتفاق نیمه خدای ادنیا که تیون ( Taven) نام دارد باید بلیز( Blaze) را شکست دهد وبا استفاده از نیروی بلیز قدرت جنگنده ها روخنثی کند.اما به این راحتی نبود چون نیروهای تاریکی به دنبال بدست آوردن قدرت بلیز بودند.

جید به نیروهای روشنایی پیوست تانیروهای تاریکی رو متوقف کنند.جید آخرین بار در جنگ با تانیا دیده شد.درنهایت جید هم مانند دیگر جنگنده ها کشته شدو ریدن به تنهایی در مقابل شائوکان قدرتمند قرار گرفت که درنهایت شائوکان ریدن را کشت وآرمگدون را به همه ی قلمرو آورده شد. ( نویسنده: البته در نسخه 2011 ریدن قبل از کشته شدن زمان رو برگردوند.)
















امضای Darkness
کاربران میهمان قادر به دیدن تصاویر نمی باشند
جهت مشاهده تصاویر عضو شوید



In this world
Life's an open book

11-06-2012 05:21 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مدیر بخش تفریح و سرگرمی
***

بازنشسته
وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 2,353
تاریخ عضویت: Oct 2012
اعتبار: 278
شماره کاربر: 375

وضعیت یاهوی من:
سپاس ها 0
سپاس شده 34 بار در 1 ارسال
ارسال: #18
RE: بیوگرافی کاراکتر های مرتال کمبت
Johnny Cage

نام واقعی: John Carlton

سن: 29 ( در MK1)

قد: 183 سانتی متر

سکونت: قلمروی زمین

زادگاه: قلمروی زمین

ظهور:
Mortal Kombat
Mortal Kombat II
Mortal Kombat Trilogy
Mortal Kombat 4
Mortal Kombat Gold
Mortal Kombat: Deadly Alliance
Mortal Kombat: Tournament Edition
MK: Deception (cameo)
Mortal Kombat: Shaolin Monks
Mortal Kombat: Armageddon
Mortal Kombat:2011

نژاد: انسان

متحدین:

Liu Kang
Sonya Blade
Raiden
Kung Lao
Jax
Kitana
Fujin
Sub-Zero
Bo' Rai Cho
Li Mei
Cyrax
Nightwolf
Taven
Shujinko
Jade
Kenshi
Stryker
Kai
Mokap
Sindel
Smoke
Kabal

دشمنان:

Shinnok
Shao Kahn
Quan Chi
Shang Tsung
Onaga
Goro
Reptile
Kano
Jarek
Baraka
Mileena

سلاح ها:

Bowie Knife (MK4)
Pistol (MK4)
Nunchaku (MK:DA, MK:A)

سبک های مبارزه:

Jeet Kune Do (MK:DA)

Karate (MK:DA)
Shorin Ryu (MK:A)

دسته: خوب

طراح:

Daniel Pesina (MK, MKII)
Chris Alexander (MKT)
Linden Ashby (first movie)
Chris Conrad (second movie)
Matt Mullins (MKR) and (MKL)
Jeff Durbin (Live Tour)
Brad Halstead (Live Tour)
Ted Nordblum (Live Tour)
Jeff Bennett (Journey Begins)


جان کارلتون، معروف به جانی کیج یکی از معروف ترین شخصیت های سری بازی مبارزه مرگبار هست که به عنوان سوپر استار وستاره فیلم های اکشن و رزمی هالیوود شناخته می شه که برای اولین بار در اولین سری مورتال کامبت ظاهر شد.


درباره جانی کیج:

جانی یک ستاره فیلم های هالیوودی بود؛ وی در اصل وارد سری مبارزات مرگبار شد تا مهارت های رزمی خودش رو به فیلمسازان و منتقدان و تماشاگران بده که اعتقاد داشتند جانی بیشتر روی تکنینک های گول زننده دوربین کار می کنه و یک مبارز واقعی نیست. سرانجام او یکی از مهمترین مدافعان قلمروی زمین شد؛ اگرچه او گهگاهی به دلیل خود پسندی و مادیگرایی اشتباهاتی می کرد اما او یک مبارز دلیر و وظیفه شناس بود.

خط داستانی:

جانی کیج یک سوپر استار رزمی کار ، که بوسیله اساتید بزرگی از سراسر جهان آموزش داده شده بود. او همیشه مورد تسمخر منتقدان و فیلم سازان به دلیل استفاده از جلوه های ویژه قرار می گرفت؛ اما چیزی که بر اونها نامعلوم بود؛ نیروی shadow kickو force ball جانی بود که در واقع این ها قدرت های ماورای طبیعی بودند. او برای بهبود این قدرت ها وارد مسابقات مرگبار شد.


Mortal kombat 1:

جانی کیج برای اولین بار در یه بندر مشاهده شد که وی به منظور مسافرت به جزیره شانگ سانگ ، به همراه منشی و وکیل خود، منتظر کشتی بود
. وکیل و منشی وی که ترس سراسر وجودشون رو گرفته بود؛ سعی در منصرف کردن جانی برای شرکت در مسابقات داشتند؛ اما جانی گوشش به این حرف ها بدهکار نبود. بعد از اینکه جانی سوار بر کشتی شد از سوی شخصی به نام "کینو"-"Kano" ، رهبر گروه (( اژدهای سیاه)) و دیگر متحدینش مورد آزار قرار گرفت. اما یکی از پیروان راهب های شائولین به نام لو کنگ به او کمک کرد و تعدادی از گردن کلفتان رو کتک زد در حین این که جانی با ضربه shadow kick خود کینو پریشان رو ناک اوت کرد.
بعد از مدت کمی از این واقعه جانی به لو و "سونیا بلید"-"Sonya Blade" که از نیروهای ضربت ایالات متحده بود پیوست. اونها بعدا سازماندهی شدن برای حفاظت از قلمرو زمین و زیر نظر محافظ قلمرو زمین، خدای رعد یعنی "ریدن"-"Raiden" مورد تعلیم قرار گرفتند. در طور نبرد نهایی بین لو کنگ و شانگ سانگ، جانی با سونیا برای مبارزه با "گورو" متحد شدن. پس از شکست خوردن شانگ سانگ و نابودی قلعه و جزیره او ریدن برای حفاظت جانی اونو به کشتی که نزدیک جزیره واقع ووابسته به نیروهای ویژه بود؛ انداخت. پس از اون وی با سرگرد "جکسون بیگس"-"Jax" ملاقات کرد و از جانب او در مورد سونیا مورد بازجویی قرار گرفت. جانی هر اونچه که اتفاق افتاده بود رو برای جکس شرح داد اما جکس این وقایع رو باور نکرد. پس از آزاد سازی جانی کیج، او فیلمی با عنوان (( مبارزه مرگبار)) ساخت و تجربیات خود رو در اون بیان کرد.


Mortal kombat 2:


با توجه به وقایع ضبط شده از سونیا و کینو که به دست نیروهای ویژه ایالات متحده رسیده بود؛ جکس فهمید که هر اونچه که جانی شرح داده بود درست هست. بنابراین وی خودش رو آماده کرد تا یه بار دیگه جانی رو پیدا کنه. از طرفی جانی در حال ایفای نقش در فیلمی بود که ناگهان توسط شنگ سانگ دوباره متولد شده ،کینتارو، باراکا، کیتانا و ملینا مورد حمله قرار گرفت. همزمان با این امر جکس به صحنه رسید و تصمیم گرفت که به جانی کمک کند و این دو در مقابل مهاجمین ایستادند. پس از این ماجرا اون ها به دیگر مبارزان قلمرو زمین برای ادامه مبارزه پیوستن؛ در این حین ریدن ظاهر شد وقصد اتمام مبارزه رو داشت که شنگ سانگ پیشنهاد راه اندازی سری جدیدمسابقات مرگبار رو داد. بنابراین بار دیگه جانی به متحدین خود برای حفاظت قلمرو زمین پیوست. اون ها به اوتولد سفر کردند. سرانجام لو کنگ امپراطور شائوکان رو به مبارزه طلبید و با شکست او بار دیگه نشان داد که قهرمان واقعی مسابقات مرگبار هست.


Mortal kombat trilogy:

پس از شکست شائوکان توسط لو کنگ، شائوکان با نیروهای عظیم خود قلمرو زمین رو مورد هجوم قرار داد تا این قلمرو رو تصاحب کنه. در طول این حمله جانی کیج توسط یکی از رهبران نیروهای برانداز شائوکان به نام "موتارو"-"Motaro" کشته شد. از اونجا که روح جانی قادر نبود به طبقات بالای بهشت صعود کند؛ روح او مجددا به بدنش بازگشت. بعد ها وی به عنوان یکی از مبارزان منتخب برای مقابله با حمله شائوکان انتخاب گردید.


Mortal kombat 4/Gold:

پس از شکست مجدد شائوکان توسط لو کنگ، روح جانی رها شد تا بتونه به طبقات بالاتر صعود کنه. در اونجا وی مشاهده کرد که خدای ارشد سقوط کرده یعنی "شیناک" قلمرو زمین رو مورد تاخت قرار داده ؛ بنابراین جانی ریدن رو دنبال کرد تا بتونه روح مرده خودش رو بازیابی کنه. با بازیابی روح مرده جانی ، اون تونست که به مدافعان قلمرو زمین بپیونده و در شکست دادن شیناک کمک کنه. بعد از سقوط شیناک مشخص شد که احیای روح جانی که توسط ریدن صورت گرفته بود؛ تاثیر ابدی داره بنابراین جانی به جای صعود به مراتب بالا روی زمین باقی ماند.


Mortal kombat: deadly Alliance:

سال ها بعد، جانی کیج فیلمی با عنوان (( مبارزه مرگبار: مرگ جانی کیج)) ساخت که در این فیلم او مکرر کشته می شد و بعد به زندگی باز می گشت.
در حین فیلم رایدن از جانی خواست که در مبارزه علیه (( اتحاد مرگبار)) کوانچی و شنگ سانگ ، کمک کند. اوابتدا گمان می کرد که رایدن بازیگر فیلم هست؛ اما زمانی که مشاهده کرد که بازیگر نقش رایدن در حال خوردن غذاست؛ فهمید که ریدن واقعی از او درخواست کمک کرده تا برای تعلیم مجدد به جزیره شنگ سانگ سفر کند. بنابراین جانی خود رو به جزیره رسوند و در اونجا از مرگ لو کنگ اگاه شد و تصمیم گرفت که به دوستان خودش کمک کنه.


Mortal kombat: deception:

جانی کیج در آخرین حمله در اتحاد مرگبار کشته شد. ( او ، سونیا و جکس به وسیله لشکر عظیمی از تارکاتان ها محاصره و مستغرق شدند. علاوه بر اون کنگ لاو و کیتانا بوسیله کوانچی و شنگ سانگ به قتل رسیدند) . بعد ها جانی توسط اوناگا دوباره زنده و به غلام و اسیر او تبدیل گشت. پس از چندی ارمک جانی رو از این وضعیت آزاد کرد.


Mortal kombat armagedon:

جانی از اینکه ریدن و لو کنگ دوباره به هم بپیوندن و جنگجویان قلمرو زمین رو هدایت و رهبری کنند؛ ناامید شد.
او در خیال خود منظره ای رو مشاهده کرد که شیناک در قلمروهای مختلف، پورتال های رو ایجاد کرده؛ بنابراین جانی تصمیم گرفت تا این نواحی رو بررسی کنه تا بفهمه که وهم خودش واقعیت هست یا نه و اینکه مطمئن بشه شیناک در این موقعیت ها حضور داره. از قضا تمام این اوهام درست از آب در اومد و جانی فهمید که مقصد بعدی شیناک جزیره شنگ سانگ هست. او به جزیره رفت و مشاهده کرد که شیناک به همراه کوانچی در حال برنامه ریزی اند تا با زور قلعه شائوکان رو بگیرند. زمانی که کوانچی بوسیله پورتالی که از اون اومده بود؛ ناپدید شد؛ جانی حمله خودش رو آغاز کرد و گارد های شیناک رو متلاشی کرد تا این که شیناک مجبور به عقب نشینی شد.
کمی بعد، جانی شروع به جمع آوری متحدینی از جمله نایت ولف ، ساب زیرو و کنشی کرد تا در مبارزه آرماگدون با نیروهای تاریکی مبارزه کنه .
در آرماگدون بسیاری از مبارزینی که حضور داشتند کشته شدند و جانی بوسیله دشمنی ناشناس ، سرش از بدنش جدا شد و به قتل رسید. ( روحش شاد...!)

برخی از نکات جزئی:

- ابتدا قرار بود نام کاراکتر جانی کیج ، " مایکل گریم"-"Michael Grimm" باشه اما در طول ساخت این نام گذاری عوض شد.

- نام واقعی جانی کیج بر گرفته از سرپرست تیم برنامه نویس بازی های شرکت Midway، جان کارلتون هست.

- در فیلم مورتال کامبت قرار بود که براندون لی (فرزند استاد بزرگ هنرهای رزمی یعنی بروس لی) نقش جانی کیج رو بازی کنه که متاسفانه قبل از تصویر برداری فیلم، کشته شد.

- جانی تنها کاراکتری هست که در نسخه اصلی مورتال کامبت با دیگر کاراکتر ها هیچ گونه ارتباط قبلی نداره.
















امضای Darkness
کاربران میهمان قادر به دیدن تصاویر نمی باشند
جهت مشاهده تصاویر عضو شوید



In this world
Life's an open book

11-06-2012 05:29 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مدیر بخش تفریح و سرگرمی
***

بازنشسته
وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 2,353
تاریخ عضویت: Oct 2012
اعتبار: 278
شماره کاربر: 375

وضعیت یاهوی من:
سپاس ها 0
سپاس شده 34 بار در 1 ارسال
ارسال: #19
RE: بیوگرافی کاراکتر های مرتال کمبت
Tremor

اصالت : ارت رلم
دسته : بد
نژاد : انسان
گروه : بلک دراگون
متحدان : کینو ، تاسیا ، نوفیس
دشمنان : نیروهای ویژه

ترمور یک نینجای قهوه ای پوش و یک عضو گروه بلک دراگون است که اولین بار در بازی مورتال کامبت : نیروهای ویژه دیده شد.او در طی یک فرار که کینو ، کسی که ترمور به او بسیار وفادار بود ، آن را برنامه ریزی کرده بود از حبس نیروهای ویژه گریخت.کینو او را برای محافظت از پرتال اوتورلد انتخاب کرد و به او دستور داد هر کدام از افراد نیروهای ویژه را که ممکن است جای او را پیدا کنند بکشد.ترمور در یک حمله به رهبری سرگرد جکسون بریگز شکست داده شد و کشته شد.

در مورتال کامبت : نیروهای ویژه ترمور یکی از اعضای لین کویی بود که بعدا به گروه تبهکاری بلک دراگون پیوست.
او در یک فرار ترتیب داده شده توسط کینو از حبس نیروهای ویژه گریخت.
او در این بازی به عنوان کسی که قبل از غول مرحله ی آخر است وجود دارد و از یک پورتال که به اوتورلد میرود محافظت میکند.

ترمور قادر است مثل جکس با کوبیدن مشتی به زمین ، زلزله ی کوچکی به وجود بیاورد.اما قدرت زلزله ی او از قدرت زلزله ی جکس بیشتر است.او همچنین میتواند یک فایربال سه طرفه پرتاب کند.
ترمور قرار بود اولین بار در مورتال کامبت تریلوجی ظاهر شود اما شخصیت رین (Rain) جایگزین او شد.نام ترمور هنوز در راهنمای بازی قابل مشاهده است

ترمور به عنوان یک شخصیت قابل بازی در چلنج تاور (Challenge Tower) ورژن پی اس ویتای MK 2011 موجود است.داستان او در این بازی میگوید که ترمور پس از مورد خیانت قرار گرفتن توسط کینو ، کسی که به عنوان خبرچین برای نیروهای ویژه ، که به دنبال گروه بلک دراگون بودند ، کار میکرد توسط نیروهای ویژه دستگیر و زندانی شد.اما ترمور فرار کرد و کینو و جکس را هدف انتقام خود قرار داد.


قدرتها و تواناییها

ترمور بسیار عضلانی است ، او قدرت این را دارد که با کوبیدن مشت در زمین باعث زلزله شود.همچنین او قدرت پرتاب فایربال و پرتاب موشک های سنگی ای دارد که حریف را برای چند ثانیه تبدیل به سنگ میکند.

حرکات شخصی و ویژه

Fire Ball : ترمور یک فایربال به طرف حریف پرتاب میکند.در مورتال کامبت : نیروهای ویژه او میتواند در یک ضربه سه فایربال پرتاب کند اما در MK 2011 او فقط میتواند یکی پرتاب کند که رنگ آن سبز است و حریف را برای مدت کوتاهی گیج میکند. (MK:SF, MK 2011)

Earth Pound : ترمور مشتی به زمین میکوبد که باعث لرزش زمین میشود. (MK:SF, MK 2011)

Earth Blast : ترمور یک موشک کروی به سمت حریف خود پرتاب میکند. (MK 2011)

Back Breaker : ترمور حریف را در هوا میگیرد و به زمین پرتاب میکند. (MK 2011)


خط داستانی اصلی

عضو گروه بلک دراگون
آزاد شده از زندان به همراه جارک ، تاسیا و نوفیس توسط کینو
در مورتال کامبت : نیروهای ویژه توسط جکس شکست داده شد.

خط داستانی فرعی

عضو گروه بلک دراگون
برای انتقام از کینو به دلیل رها کردن او در زندان از حبس فرار کرد.
در جستجوی جکس برای کشتن او


چیزهای دیگر

ترمور فقط در یکی از چلنج تاور (Challenge Tower) های ورژن PS VITA ی بازی MK 2011 قابل بازی است.

با وجود حضور کم او در سری مورتال کامبت او بسیار مشهور است.

در ورژن PS VITA ی بازی MK 2011 ، آیکون نشان دهنده ی ترمور شبیه آیکون نوب سایبات ، مدل جنگیدن او شبیه مدل اسموک ، و نوع صدا و حرف زدن او شبیه نوع صدا و حرف زدن اسکورپیون است.
















امضای Darkness
کاربران میهمان قادر به دیدن تصاویر نمی باشند
جهت مشاهده تصاویر عضو شوید



In this world
Life's an open book

11-06-2012 05:30 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مدیر بخش تفریح و سرگرمی
***

بازنشسته
وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 2,353
تاریخ عضویت: Oct 2012
اعتبار: 278
شماره کاربر: 375

وضعیت یاهوی من:
سپاس ها 0
سپاس شده 34 بار در 1 ارسال
ارسال: #20
RE: بیوگرافی کاراکتر های مرتال کمبت

نام واقعی: Kenshi
سن:24 سال
قد:1.85 متر
وزن:84 کیلو گرم
لقب: مرد شمشیر زن
زادگاه: قلمروی زمین
محل سکونت: قلمروی زمین
نژاد: انسان
متحدان:
ارمک
سایرکس
سونیا بلید
ساب زیرو
جکس
اسموک
نایت ولف
دشمنان:
شنگ سونگ
شائوکان
هوتارو
ماوادو
کوان چی
سلاح ها: Sento
استایل مبارزه: Tai Chi,Son Shou,Judo
جبهه گیری: خوب
حضور:
MK:DA
MK:D
MK:Unchained
MK:A
MK2011(DLC)


ویژگی های شخصی:
کنشی در ددلی الاینس یک لباس سیاه و سبز می پوشد. یک نوار بزرگ از شانه ی راستش تا کمرش دور سینه اش پیچیده است که یک نماد اژدهای شرقی به چشم می خورد. یک پد قرمز محکم از زانو هایش محافظت می کنند.و از زانو به پایین چکمه ای به رنگ لباسش پوشیده است. و چشم بند قرمزی را به چشم بسته است. کنشی به این چشم بند در تمام بازی ها معروف است.

در مورتال کمبت دیسپشن لباس کنشی بسیار شبیه لباسش در ددلی الاینس است با تفاوت این که او این بار بر روی لباس کاراته اش یک حفاظ پلاستیکی محکم پوشیده است که تا گردنش بالا می آید. و چکمه هایش هم از همان جنس پلاستیک شده اند.زیر این حفاظ پلاستیکی شلواری سیاه و سفید پوشیده است. او هنوز چشم بندش را بر روی چشمانش می بندد. دستکش هایش تفاوتی نکرده اند و یک پد محکم هنوز از زانو هایش محافظت می کند.
خط داستانی:
جنگجوی متولد شده کنشی در جستجوی رقابت برای نجات دادن قلمروی زمین است.هر وقت حریفی را در برابر خود میدید او را برای بالا بردن غرورش شکست می داد. تا این که یک روز با مردی مواجه شد به نام سانگ. سانگ به کنشی گفت که یک جنگ جوی قدرتمند به یک شمشیر قدرتمند نیاز دارد. او کنشی را به محل شمشیر باستانی قدرت مند راهنمایی کرد. او ادعا می کرد که این شمشیر قدرت کنشی را بسار زیاد میکند. تا کنشی به شمشیر رسید جادوی مخفی درون آن آزاد شد و چشمان کنشی رابرای همیشه کور کرد. سپس سانگ خودش را به صورت جادوگر خبیث،شنگ سونگ، نشان داد. او کنشی را در دخمه رها کرد تا بمیرد. اما با این حال شمشیر واقعا وجود داشت و قدرت مند بود. شمشیر با کنشی حرف زد و او را به خارج از دخمه راهنمایی کرد.
شمشیر در اصل متعلق به یک سری طولانی از بزرگترین شمشیر زنان از نسل کنشی بوده است و شمشیر نیز در محل آرام گرفتن روح آن ها به جا مانده. در حقیقت این شنگ سونگ بوده است که روح آنان را ربوده است. کنشی در طی ده سال او به دنبال خائن خاندانش بود و شمشیر او را به سمت نیروهای ویژه ایالات متحده راهنمایی می کرد.
قدرت های ویژه کنشی توجه افسر جکس بریگز و افسر سونیا بلید رو جلب کرد؛ که خودشان در حال آماده شدن و سرمای گذاری برای جمع کردن اعضای با استعداد برای شکست Outworld بودند. کنشی هم که به شدت به دنبال فرصتی می گشت که بتواند کسی که این بلا را سرش آورده پیدا کند، در سری امتحاناتی شرکن کرد و قبول شد تا به OWIA بپیوندد.
بهترین شانس او برای گرفتن انتقام زمانی بود که او برای پیدا کردن مامور دیگری از نیرو های ویژه به نام سایرکس به Outworld رفته بود. در سفرش به Outworld او با فرد مرموزی به نام ارمک مواجه شد. در ی لحظه ترحم کنترل ذهنی که شائوکان بر رویش داشت شکسته شد. ارمک به او تلپاتی با اشیا را یاد داد. طولی نکشید که کنشی از نقشه های ددلی الاینس مطلع شد. اما قادر به تماس با OWIA(که توسط هسو هائو بمباران شده بود) نبود. شائو کان که دانست کنشی از اهداف ددلی الاینس با خبر شده،ماوودا را فرستاد تا او را بکشد. ماوودا با کنشی رو به رو شد و او را شکست داد و رهایش کرد تا بمیرد. جنگجوی لین کویی،ساب زیرو، کنشی را در حال مرگ پیدا کرد و از او مراقبت کرد تا سلامتی به او باز گردد. از آنجایی که کنشی ساب زیرو را مهربان و دلسوز دید با او موقتا متحد شد و با او به دنبال پورتالی گشت که او را به خانه اش ببرد. هر چند که این اتحاد موقت پس از مدتی به یک دوستی طولانی بدل شد.بعد از مرگ شنگ سونگ کنشی احساس کرد که روح اجدادش به شمشیر باز گشته است که این به معنای پایان انتقام بود. علی رغم این که او متحد ساب زیرو و متحد نیرو های ویژه بود تصمیم گرفت که تنها در لین کویی در کنار دوستش ساب زیرو زندگی کند و یگ جنگ جوی تنها باقی بماند.
کنشی پس از چند سال به زمین باز گشت تا در راهنمایی شمشیرش فساد را شکار کند. او تنها در طول شب حمله می کرد و از تاریکی به عنوان حفاظی استفاده می کرد تا شناخته نشود. او موفق به سرنگونی چندین سازمان جنایی شد. تا در نهایت او یک پیام رمزی را پیدا کرد کع برای ماوادو فرستاده شده بود که اشاره کرده بود به قصد اژدهای بزرگ برای تصرف خدای دورگه ی ادنیایی،تاون. قبل از این که او بتواند پایگاه اصلی مخفی آن ها را پیدا کند، کنشی به سراغ جانی کیج رفت. کسی که به تربیت جنگجویانی برای ارتش نور بر علیه خدای در حال سقوط شینوک و ارتش شیطانی اش بود. با این حال او مخالف جنگ بی ثمر دیگری بین "خوب" و "شیطان" بود.
در حالی که او در حال آماده شدن برای ماموریتش یعنی از بین بردن اژدهای سرخ و گرفتن انتقامش از ماوادو بود،ترسی را احساس می کرد که از اژدهای سرخ و خدای تاون و ناتوانی در شکست غول بزرگ بلیز در دلش شروع شده بود. اما شمشیر او او رابا قاطعیت به سمت نیرو های نور هدایت می کرد. در نتیجه کنشی تصمیم می گیرد که در زیر رهبری نیرو های نور مبارزه کند.
در طول جنگ آرماگدون کنشی شیوا را کشت و در حالی که از هرم آرگوس بالا می رفت با کوان چی رو به رو شد و کوان چی او را به زمین زد و به زندگی اش پایان داد.
















امضای Darkness
کاربران میهمان قادر به دیدن تصاویر نمی باشند
جهت مشاهده تصاویر عضو شوید



In this world
Life's an open book

11-06-2012 05:31 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ  ارسال موضوع 


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  بیوگرافی کاراکتر های تیکن Darkness 8 1,116 12-06-2012 03:45 PM
آخرین ارسال: Darkness
  توضیح کلی داستان مورتال کمبت Darkness 15 1,551 12-06-2012 01:38 PM
آخرین ارسال: Darkness
  دانلود تمام Fatality های مورتال کمبت Darkness 0 592 11-06-2012 05:52 PM
آخرین ارسال: Darkness
  دانلود و نقد و بررسی بازی مورتال کمبت 9 (شاهکار ادبون) Darkness 2 1,713 11-06-2012 05:48 PM
آخرین ارسال: Darkness
  مورتال کمبت (بهترین بازی سال) Darkness 1 476 11-05-2012 09:37 PM
آخرین ارسال: Darkness

بازدید کنندگان از موضوع
2 کاربر از این مبحث دیدن کرده اند :
mehat (04-11-2014, 02:45 AM)، morfi (04-11-2014, 06:13 PM)

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان